الفيض الكاشاني
226
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
صبح يك جامه مىپوشد و شبانگاه با جامهاى ديگر ولى در زمان پيامبر ( ص ) چنين نبوديد ، غذاى اصحاب صفه در هر روزى « 50 » يك مد خرما بود كه ميان دو نفر تقسيم مىشد . و مدّ يك رطل و 1 / 3 رطل است با حذف هستهء آن . يكى از پيشينيان گويد : مؤمن مانند گنجشك است . مشتى خرماى نامرغوب و يك مشت سويق و يك جرعه آب او را بس است ، و منافق مانند جانور درنده است كه مىبلعد و مىبلعد ، و به فكر گرسنگى همسايهاش نيست و غذاى زايدش را به برادرش نمىبخشد ، اين غذاهاى اضافى را پيشاپيش ( براى آخرتتان ) بفرستيد . سهل گويد : اگر دنيا خون ذبيحه باشد تغذيهء مؤمن از آن حلال است ، زيرا خوردن مؤمن در هنگام ضرورت فقط به اندازه بر پا ايستادن اوست . وظيفهء دوّم دربارهء زمان خوردن و ميزان به تأخير انداختن آن است ( 1 ) و در آن نيز درجاتى است . بالاترين درجه آن است كه سه روز و بيشتر گرسنه باشد . و در مريدها درجهء رياضت ، تمرين به گرسنگى است نه به مقدار ( غذا ) تا آنجا كه بعضى از مريدها به سى يا چهل روز رسيدهاند و گروهى از علما كه تعدادشان هم بسيار است به آنجا رسيدهاند كه از گرسنگى براى راه آخرت كمك گرفتهاند يكى از علما گويد كسى كه چهل روز گرسنگى بكشد قدرتى از ملكوت برايش ظاهر شود ، يعنى بعضى از اسرار الهى بر او كشف گردد . يكى از اين طايفه ( صوفيه ) از راهبى آگاه شد . پس در حال او سخن گفت و به مسلمان شدن او و ترك غرورش طمع كرد ، پس راهب در اين مورد با او به مكالمه پرداخت تا به او گفت : مسيح ( ع ) چهل روز گرسنه مىماند و اين معجزهاى است كه فقط از
--> ( 50 ) حديث را حاكم در مستدرك ، ج 3 ، ص 15 ، از حديث طلحه بصرى روايت كرده است ؛ اصحاب صفّه به فقرايى مىگفتند كه در مسجد النّبى سكنا گزيده و به عبادت خدا اشتغال داشتند و اينان فقراى امّتاند و يا افرادى بودند كه در جنگهاى اسلامى عضوى از اعضاى خود را از دست داده بودند و مهاجرانى كه از كار افتاده بودند . فرهنگ معارف اسلامى ، ج 1 ، ص 211 . - م .