الفيض الكاشاني
195
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
چيزهايى بر او ظاهر شود كه اصلا قابل وصف نباشد و چون چيزى از امور ياد شده بر مريد كشف شود بزرگترين موانع براى وى اين است كه به تذكر و موعظه و پند دادن ديگران بپردازد و لذّتى از آن در نفس خود احساس كند كه جز آن لذّتى نباشد و آن لذّت او را فرا بخواند كه در چگونگى ايراد آن مطالب و نيكو ساختن الفاظى كه از آن ( موعظه و پند ) تعبير مىكند و ترتيب نقل آنها و آراستن آن به داستانها و شاهدهاى قرآن و حديث بينديشد و براى اين كه دلها و گوشها به او تمايل نشان دهند صورت سخن را زيبا سازد ، و بسا كه شيطان اين توّهم را در او ايجاد كند كه اين پند دادن تو زنده كردن دلهاى مردگانى است كه از خدا بىخبرند ، و تو واسطه ميان خدا و خلقى تا بندگان خدا را به او دعوت كنى و تو در آن بهرهاى ندارى و نفست از آن لذّتى نمىبرد و حيلهگرى شيطان روشن مىشود به اين كه در ميان همگنان او كسى پيدا شود كه از او بهتر و شيرينتر سخن بگويد و بيشتر بتواند دلهاى عوام را جذب كند ، در اين صورت كژدم حسد ناگزير در درونش به حركت مىآيد اگر محرّك او ( در موعظه ) لذّت قبول مردم باشد ، و اگر محرّك او فقط خدا باشد از آن نظر كه بر دعوت بندگان خدا به راه راست حريص است پس با پيدا شدن واعظى زبردست سخت خوشحال مىشود و مىگويد : سپاس خدا را كه مرا كمك كرد و به كسى كه در اصلاح بندگان خدا پشتيبان من است مرا تأييد فرمود مانند كسى كه بر او واجب است مردهاى را دفن كند و شرعا دفن بر عهدهء او قرار گرفته است پس اگر كسى به كمكش بيايد قطعا خوشحال مىشود و به ياور خود حسد نمىبرد ، بنابراين بىخبران از خدا مردگانند و واعظان ، هشدار دهنده و زنده كنندهء آنهايند پس اگر واعظان بسيار باشند موجب آسايش و پيروزى است ، و سزاوار است كه از وجود آنها سخت شادمان شود و چنين واعظى براستى كمياب است ، پس لازم است مريد از اين حالت ( لذّت بردن از موعظه ) بپرهيزد زيرا از بزرگترين ريسمانهاى شيطان است كه با آن راه كسانى را كه تازه راه بر آنها گشوده شده است مىبندد زيرا برگزيدن زندگى دنيا طبيعتى است كه