الفيض الكاشاني
190
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
الهى را كه خداوند به بندگان خود تكليف كرده و بر حسب لياقتشان و موافق با درك و مزاجشان بوده است ، در نيافتهاند . امّا بىادبى آنها به سبب مخالفتشان با خدا و رسول اين است كه به پندار خودشان راهى به معرفت خدا جعل كردهاند و آنها كسانى هستند كه از پيامبر ( ص ) روايت كردهاند كه فرموده است : « هر كه در دين ما چيزى پديد بياورد كه در دين نيست اين عمل مخالف سنّت و مردود است . » « 122 » و در حديث ديگرى است : « هر كه به امّتم غشّ كند نفرين خدا و فرشتگان و تمام مردم بر اوست ، عرض شد اى رسول خدا : غشّ نسبت به امّتت چيست ؟ فرمود : بدعتى پديد آورد و مردم را بر آن وادار كند » « 123 » و در روايت ديگر است : « همانا براى خدا فرشتهاى است كه هر روز فرياد مىكند هر كه با سنّت رسول خدا مخالفت كند شفاعت پيامبر به او نمىرسد » « 124 » بدعتگذاران همان كسانى هستند كه گفتهاند : مثل كسى كه با ابداع چيزى مخالف سنّت رسول خدا در دين جنايت مىكند به كسى كه گناهى مىكند ، همانند كسى است كه با شاه در قلب دولتش نافرمانى كند نسبت به كسى كه در خدمت معيّنى با شاه مخالفت كند ، گاه اين گناه آمرزيده مىشود امّا مخالفت در قلب دولت بخشوده نمىشود ، پس گفتار اين سالكان تنها با رهايى از اميال نفسانى مىتواند صحيح باشد و اين عمل در توان بشر نيست بويژه مردم عوام . شخصى به مولايمان امام صادق ( ع ) گفت : « من خاندانى قدريّه دارم كه مىگويند مىتوانيم چنين و چنان كنيم و مىتوانيم كارى نكنيم حضرت فرمود : به او بگو آيا مىتوانى از آنچه به دست مىآيد ياد نكنى و آنچه دوست دارى فراموش نكنى ؟ پس اگر گفت : نه گفتار خود را رها كرده ، و اگر گفت : آرى هرگز با او سخن مگو كه مدّعى خدايى شده است » و نيز سلوك كامل نمىشود جز به پيروى از استاد و مخالفت نكردن با او در كارهايى كه انجام مىدهد و ترك مىكند چنانكه مىگويند ،
--> ( 122 ) حديث را ابن ماجه در سنن به شمارهء 14 و احمد در ( سنن ) ، ج 6 ، ص 270 ، روايت كردهاند . ( 123 ) از مأخذ اين دو حديث اطلاعى پيدا نكردم . ( 124 ) از مأخذ اين دو حديث اطلاعى پيدا نكردم .