الفيض الكاشاني
191
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
در حالى كه به اعتراف خودشان استاد جايز الخطاست چون در استاد عصمت را شرط نمىدانند بنابراين ممكن است مريد را به كارى مكلّف سازد كه نابودى دين و دنيايش در آن كار باشد چنانكه به اين نيز اعتراف كردهاند و ما آن را ديدهايم . بعضى از مريدان بر اثر رياضت مرده و دين بعضى از آنها تباه شده است ، از اين رو مولايمان امام صادق ( ع ) فرمود : « بپرهيز از اين كه مردى را در مقابل حجّت خدا منصوبنمايى و در تمام گفتههايش او را تصديق كنى . » « 125 » و اين يكى از معانى گفتار ذات حقّ است : وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها « 126 » . زيرا پيروى كردن از چنين استاد بدعتگذار كه از خدا سخن نمىگويد و جايز الخطاست پرستش طاغوت است ، بعلاوه كه مىبينيم بيشتر اساتيد اين سالكان كه همين راه زشت را پيمودهاند و مردم را به آن راه واداشتهاند خود در شناخت امام كور و سرگشته بودند ، با اين كه شناخت دين از نظر علم و عمل بر شناخت امام منصوب به وحى از سوى خدا مبتنى است . پيامبر ( ص ) در حديثى كه مورد اتّفاق شيعه و سنى است فرموده : « هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است » « 127 » ؛ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ . « 128 » از امام باقر ( ع ) روايت شده : « هر كس به خدا نزديك شود با عبادتى كه خود را در آن به زحمت اندازد و امامى را كه خدا تعيين كرده قبول نداشته باشد ، سعيش مقبول نيست و گمراه و سرگشته است و خدا از كارهايش در خشم است ؛ و مثل او همچون گوسفندى است كه گلّه و چوپان خود را گم كند و سرگردان از اين سو به آن سو رود و روز بر او بگذرد و چون تاريكى شب او را فرا بگيرد گلّهء
--> ( 125 ) صدوق در معانى الاخبار ، ص 169 روايت كرده است . ( 126 ) زمر / 19 : كسانى كه از عبادت طاغوت اجتناب كردند . ( 127 ) اين حديث در جلد 4 همين كتاب گذشت . ( 128 ) قصص / 50 : و آيا گمراهتر از آن كس كه پيروى هواى نفس خويش كرده و هيچ هدايت الهى را نپذيرفته است كسى پيدا مىشود ؟ مسلّما خداوند قوم ستمگر را هدايت نمىكند .