الفيض الكاشاني

176

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

عادت كند كه در حضور ديگران آب دهان و بينى نيندازد و شانه‌هايش را نكشد و خميازه نكند و پشت به ديگران ننمايد و يك پاى خود را روى ديگرى ننهد ، و كف دستش را در زير چانه‌اش نزند و سر خود را به بازويش تكيه ندهد ، زيرا اين كارها دليل كسل بودن است ، و چگونه نشستن را به وى بياموزند ، و لازم است او را از پرحرفى بازدارند و براى كودك توضيح دهند كه پرحرفى نشان بىشرمى است و فرزندان فرومايگان پرحرفند ؛ و بكلّى او را از سوگند خوردن ممانعت كنند راست باشد يا دروغ تا در كوچكى به دروغ خو نگيرد ، و او را از آغاز كردن به سخن منع كنند تا عادت كند كه فقط به اندازهء سؤال جواب بدهد ، و هر گاه ديگران كه از او بزرگترند سخنّ مىگويند خوب گوش بدهد ؛ و براى برتر از خود به‌پاخيزد و جا را برايش توسعه دهد ( راه باز كند ) و در روبرويش بنشيند ، و از سخنان بيهوده و نفرين و دشنام منع شود ، و اگر با كسانى همنشين شود كه آن سخنان از دهانشان در آيد ناچار از همنشينان بد به او سرايت مىكند ، و اصل تربيت كودكان نگاهدارى آنها از همنشينان بد است ، و چون معلّم او را بزند سزاوار است كه شرارت و داد و فرياد نكند و هيچ كس را زشت نشمارد بلكه صبر كند و به او تذكّر دهند كه صبر بر زدن معلّم عادت شجاعان است و بسيار فرياد كشيدن عادت بردگان و زنان ؛ و سزاوار است پس از فراغت از مكتب به او اجازه دهند بازيهاى خوب كند تا از رنج تربيت بياسايد ، به گونه‌اى كه در بازى خسته نشود زيرا مانع شدن كودك از بازى و همواره او را به فراگيرى دانش فرستادن دلش را مىميراند و تيز هوشى او را باطل و زندگى را بر او تيره مىسازد تا در رهايى از آن بكلّى چاره‌جويى كند و سزاوار است بياموزد كه از پدر و مادر و معلّم و مربّى و تمام آنها كه بزرگتر از اويند اطاعت كند خواه خويشاوند باشند يا بيگانه و به آنها به ديدهء احترام و بزرگى بنگرد و در برابر آنها بازى نكند ؛ و هر گاه كودك به سنّ تشخيص خوب از بد رسيد لازم است كه در طهارت و نماز بىتفاوت نباشد و در بعضى از روزهاى ماه رمضان دستور روزه گرفتن به او بدهند و از پوشيدن حرير و طلا بپرهيزد و تمام