الفيض الكاشاني
172
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
آن داشت كه پاسخم را ندهى ؟ گفت : از كيفر كردنت در امان بودم . از اين رو در جواب كوتاهى كردم . پس فرمود : برو تو در راه خدا آزادى . » « 101 » مىگويم : آنگاه ابو حامد داستانهايى از صوفيّه نقل مىكند به اين گمان كه اين داستانها بر خوشخويى آنها دلالت مىكند كه خودشان را در برابر مردم خوار مىكنند و ما از طريق اهل بيت دانستيم كه خدا به بندهاش اجازه نداده است كه خود را خوار سازد . بنابراين نيازى به نقل آن داستانها نداريم ، قبلا در كتاب اخلاق الائمه و آداب الشيعه از بخش عادتها از اخلاق اهل بيت و سخنانشان در اخلاق خوب و صفات مؤمنان مطالبى نقل كردهايم كه براى خداپرستان كفايت است . همچنين در كتاب آداب الصحبة و المعاشره از همان بخش مطالبى بيان شد البتّه كردار و گفتار اهل بيت ( ع ) در هر بابى حجّت و پيشواست ، و توفيق دهنده خداست . راه تمرين دادن كودكان ( 1 ) در آغاز رشد و روش تربيت و نيكو ساختن اخلاق آنها بايد دانست كه كودك امانتى در دست والدين است . دل پاك او گوهرى گرانبها ، ساده و خالى از هر نقش و صورتى است كه آمادگى ( پذيرش ) هر نقشى را دارد و به هر چيزى او را متمايل سازى مايل مىشود . پس اگر به كار خوب عادت داده شود و مورد تعليم قرار گيرد به همان صورت بزرگ مىشود و در دنيا و آخرت خوشبخت مىگردد و والدين و تمام معلّمان و مربيّانش در كارهاى خير و ثواب او شريكند و اگر به بدى خو بگيرد و مانند حيوانات به او توجّه شود بدبخت و هلاك مىشود و گناهش بر گردن سرپرست و ولّى اوست . خداى متعال فرموده : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً . « 102 » همچنانكه
--> ( 101 ) ابن شهر اشوب اين حديث را در مناقب در فصل بردبارى و مهربانى على ( ع ) نقل كرده است . ( 102 ) تحريم / 6 : خود و خانوادهء خويش را از آتش نگاه داريد .