الفيض الكاشاني

159

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

هشدار دهنده‌اى به ما هشدار دهد كه زير لباسمان كژدمى است منّت او را مىپذيريم و از اين هشدار شاد مىشويم و كژدم را از خودمان دور كرده و مىكشيم ، در حالى كه نيش او بر بدن است و درد آن يك روز يا كمتر دوام مىيابد ، و درد اخلاق پست بر اصل قلب است ، و ممكن است هميشه پس از مرگ يا هزاران سال باقى بماند ، امّا از كسى كه ما را از وجود اين كژدم ( اخلاق ) آگاه مىسازد شاد نمىشويم و به نابود كردن آن كژدم اخلاقى همت نمىگماريم بلكه سرگرم مقابلهء با شخص خيرخواه مىشويم و مىگوييم تو نيز چنين و چنانى و دشمنى با او ما را از بهره‌مند شدن از نصيحت او باز مىدارد . ممكن است اين حالت از قساوت قلب پديد آمده باشد كه از بسيارى گناه نشأت گرفته است و ريشهء تمامى اين حالات از ضعف ايمان است . پس از خدا مىخواهيم كه راه هدايت را به ما نشان دهد و ما را به عيبهاى نفوسمان بينا سازد و به درمان آن سرگرم كند و به لطف و كرمش ما را موّفق بدارد تا از كسانى كه ما را از بديهايمان آگاه مىسازند سپاسگزار باشيم . 3 - عيبهاى نفس خود را از زبان دشمنانش بفهمد ، زيرا چشمى كه با نارضايتى و خشم مىنگرد بديها را آشكار مىكند . شايد انسان از دشمن كينه‌توزى كه عيبهايش را بازگو مىكند بيشتر سود ببرد تا دوستى كه حقيقت را نمىگويد و او را مىستايد و عيبهايش را از او پنهان مىدارد . امّا طبيعت آدمى بر حسب فطرت دشمن را تكذيب مىكند و گفتارش را بر حسد حمل مىنمايد ولى انسان بينا از گفتهء دشمنانش بىبهره نمىماند زيرا بديهاى او بناچار توسط دشمنانش منتشر مىشود . 4 - با مردم آميزش كند و هرچه را در ميان مردم نكوهيده يافت نفس خود را به ترك آن وادارد و هرچه را ستوده يافت نفس را به جستجوى آن فرا بخواند و نفس خود را به آن نسبت دهد ، زيرا مؤمن آينه مؤمن است . پس در عيبهاى ديگرى عيبهاى خود را مىبيند ، و بايد بداند كه طبايع در پيروى هواى نفسانى به هم نزديكند . پس آنچه يكى از همگنان بدان متّصف است همگن ديگر از