الفيض الكاشاني
160
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
اصل يا بيشتر آن يا قسمتى از آن جدا نيست . پس در نفس خود به جستجو برآيد و آن را از عيبهايى كه ديگران نكوهش مىكنند پاك سازد و در ادب كردن انسان همين بس است زيرا اگر تمام مردم ترك كنند تمام آنچه را از ديگران نمىپسندند ، از مربّى بىنياز مىشوند . به عيسى ( ع ) گفته شد : تو را كه تربيت كرد ؟ فرمود : « هيچ كس مرا تربيت نكرد ، نادانى نادان را ديدم پس از آن پرهيز كردم » تمام اين موارد حالت كسى است كه استادى ندارد كه پاك و عارف و بينا به عيبهاى نفس و مهربان باشد و در دين خيرخواهى كند ، و نيز از تهذيب نفس خود فارغ شده و مشغول به تهذيب بندگان خدا و خيرخواهى آنان باشد ، پس كسى كه چنين فردى را بيابد به طبيب دست يافته و بايد از او جدا نشود ، زيرا اوست كه وى را از بيمارى رها مىسازد و از هلاكت حتمى نجات مىدهد . بيان دلايل نقلى از صاحبان بصيرت ( 1 ) و دلايل شرع بر اين كه راه درمان بيماريهاى دل ترك شهوت است و اين كه ريشهء بيماريهاى دل پيروى از شهوت است . بدان كه اگر با تعمّق به گفتههاى ما بينديشى ، چشم بصيرتت گشوده و بيماريهاى دل و داروهاى آن به نور علم و يقين آشكار مىشود . پس اگر از اين كار ناتوان شدى نبايد تصديق و ايمان تقليدى را از كسى كه شايسته تقليد است از دست بدهى ، زيرا ايمان درجاتى دارد چنانكه علم را درجاتى است و علم پس از ايمان به دست مىآيد و در درجهء بعد از آن است ، خداى متعال فرموده : يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ ، « 71 » از اين رو كسى كه تصديق كند راه رسيدن به خداى متعال مخالفت كردن با شهوتهاست امّا بر عامل و سرّ اين راه آگاه نشود از مؤمنان است ، و هرگاه بر گفتههاى ما دربارهء شهوات و تعمق در اسرار آنها آگاه شود از كسانى است كه علم به او داده
--> ( 71 ) مجادله / 11 : خداوند آنها را كه ايمان آوردهاند و كسانى را كه از علم بهره دارند درجات عظيمى مىبخشد .