الفيض الكاشاني
158
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
نفس خود بىخبرند . خاشاك را در چشم برادرش مىبيند ، ولى شاخه را در چشم خودش نمىبيند ، از اين رو براى كسى كه بخواهد از عيب نفس خود آگاه شود چهار راه وجود دارد : 1 - در محضر شخصى كه به عيبهاى نفس بيناست و از بلاهاى پنهانى ( نفس ) آگاه است بنشيند و او را بر نفس خود حاكم قرار دهد و از دستورى كه براى مجاهدهء با نفس مىدهد پيروى كند ، ولى در زمان ما چنين شخصى كمياب است . 2 - دوستى راستگو ، بينا و ديندار بجويد و او را بر نفس خود مراقب قرار دهد تا به احوال و افعال او توجّه كند ، و او را از كارها و اخلاق و عيبهاى ظاهرى و باطنىاش كه نمىپسندد آگاه سازد ، پيشوايان بزرگ دين چنين مىكردند و يكى از آنان مىگفت : « خدا رحمت كند كسى را كه عيبهاى مرا به من هديه كند » . « 70 » هركس كه عقلش بيشتر و مقامش برتر باشد كمتر خودپسند مىشود و خود را بيشتر ( به عيبها ) متّهم مىسازد ، جز اين كه اين مورد هم تعداد افراد اندك است . بنابراين كم هستند دوستانى كه گفتار خلاف حقيقت را ترك كنند و عيب را بگويند يا ترك حسد كنند و بيش از اندازهء لازم نگويند . بنابراين در ميان دوستانت شخص حسود يا رفيق مغرضى هست كه آنچه عيب نيست عيب مىبيند ، يا خلافگويى است كه بعضى عيبهايت را از تو پنهان مىدارد . به همين سبب داود طايى از مردم كنارهگيرى كرد . به او گفته شد : چرا با مردم آميزش نمىكنى ؟ گفت : مرا چه كار است با مردمى كه عيبهايم را از من پنهان مىكنند . دينداران سخت مايل بودند كه با خيرخواهى ديگران از عيبهايشان آگاه شوند . امّا حال كه كار به ماها رسيده هركه خيرخواه ما شود و عيبهاى ما را به ما گوشزد كند در نظر ما از همه مبغوضتر است و اين كار تا حدّى پرده از ضعف ايمان ما بر مىدارد ، زيرا اخلاق بد مارها و كژدمهاى بسيار گزندهاند و اگر
--> ( 70 ) به تحف العقول ، ص 366 رجوع كنيد .