الفيض الكاشاني

143

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

بكلّى از بين برود انسان آنچه را كه هلاكش مىسازد از خود دور نمىسازد و به هلاكت مىرسد و آنگاه كه اصل شهوت باقى بماند ناچار دوستى مال كه با آن به شهوت دست مىيابد باقى مىماند و او را به نگهدارى مال وادار مىكند و هدف آن نيست كه بكلّى شهوت را طرد كنيم ، بلكه مقصود برقرارى اعتدال است كه حدّ وسط ميان افراط و تفريط است . پس آنچه در صفت خشم مطلوب است آن است كه انسان نه متهوّر باشد و نه ترسو بلكه در عين نيرومندى مطيع عقل باشد از اين رو خداى متعال فرموده : أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ؛ « 47 » مسلمانان را به خشونت توصيف كرده و خشونت از غضب ناشى مىشود . اگر غضب نابود شود جهاد با كفّار ممكن نخواهد بود و چگونه هدف ريشه كن ساختن خشم و شهوت است در حالى كه پيامبران ( ع ) از آن جدا نبودند . سرور پيامبران رسول خدا ( ص ) فرمود : « من فقط بشرى مانند شمايم خشمگين مىشوم ، چنان‌كه بشر خشمگين مىشود . » « 48 » و وقتى در برابر او سخن ناگوار مىگفتند بطورى خشمگين مىشد كه دو طرف صورتش سرخ مىشد ولى جز سخن حق چيزى نمىفرمود « 49 » و خشم آن حضرت را از حق خارج نمىساخت . خداى متعال فرمود : وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ ، « 50 » فرو خورندگان خشم ، و نفرمود : و الفاقدين الغيظ ، آنها كه خشم ندارند . بنابراين برگرداندن خشم و شهوت به اعتدال بطورى كه يكى از آنها مغلوب عقل شود نه غالب بر عقل بلكه عقل بر آن دو چيره شود و آنها را به اختيار خود در آورد امكان‌پذير است و مقصود از تغيير دادن اخلاق همين است زيرا گاه شهوت به گونه‌اى بر انسان مسلّط مىشود كه عقل نمىتواند جلو آن را بگيرد كه كار زشت نكند و امّا با تمرين به حدّ اعتدال برمىگردد ، و اين دلالت بر امكان تغيير اخلاق دارد . تجربه

--> ( 47 ) فتح / 29 : در برابر كفّار بسيار سرسخت و در ميان خودشان رحم دلند . ( 48 ) حديث را مسلم در ( سنن ) ، ج 8 ، ص 27 ، از حديث انس روايت كرده است . ( 49 ) در جلد چهارم همين كتاب بابهاى اخلاق پيامبر ( ص ) حديثى گذشت كه بر آن دلالت دارد . ( 50 ) آل عمران / 134 : و خشم خود را فرو مىبرند .