الفيض الكاشاني
24
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
جز در روز جمعه زيرا آن همهاش نماز است و دوزخ در آن روز مشتعل نمىشود . » « 11 » مىگويم : از طريق خاصّه ( شيعه ) الفقيه از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه از آن حضرت پرسيدند چگونه است كه خورشيد همه روزه با شدّت مىتابد و در روز جمعه چنين شدّتى ندارد ، فرمود : « براى اين كه خداوند روز جمعه را تنكترين روزها قرار داده است » ، پرسيدند : براى چه ؟ فرمود : « زيرا خداوند به ملاحظه حرمت روز جمعه مشركان را در آن روز عذاب نمىكند . » « 12 » در كتاب عدّه الدّاعى از پيامبر خدا ( ص ) روايت شده كه فرمود : « روز جمعه نزد خداوند سرور روزها و بزرگترين آنهاست و از روز فطر و روز اضحى برتر است . روز جمعه پنج ويژگى دارد : خداوند آدم را در اين روز آفريد ؛ آدم در اين روز بر زمين هبوط كرد ؛ در اين روز خداوند آدم را ميرانيد ؛ در اين روز ساعتى است كه هيچ كس در آن از خداوند چيزى درخواست نمىكند ، مگر اين كه آن را به او عطا مىكند مادام كه حرام نباشد ؛ و هيچ فرشتهء مقرّب و هيچ آسمان و زمين و باد و كوه و درختى نيست مگر اين كه از روز جمعه بيم دارند كه قيامت در آن برپا شود . » « 13 » در الفقيه ابو بصير از ابى جعفر امام باقر ( ع ) روايت مىكند كه فرموده است : « خداوند متعال از بالاى عرش خود در هر شب جمعه از اوّل تا آخر آن ندا مىكند : آيا بندهء مؤمنى نيست كه پيش از دميدن صبح مرا براى آخرت و دنياى خود بخواند تا من او را اجابت كنم ؟ آيا بنده مؤمنى نيست كه پيش از دميدن صبح از گناهانش توبه كند تا توبهاش را بپذيرم ؟ آيا بنده مؤمنى نيست كه روزى را بر او سخت گرفته باشم و پيش از دميدن صبح از من بخواهد كه روزيش را افزون كنم تا روزيش را زياد و توسعه دهم ؟ آيا بندهء مؤمن بيمارى نيست كه پيش از طلوع فجر از من بخواهد تا شفايش دهم ؟ آيا بندهء
--> ( 11 ) سنن ابو داود به گونهاى مختصرتر ، ج 1 ، ص 249 ، دعائم الاسلام قاضى نعمان ؛ مستدرك ، ج 1 ، ص 418 . ( 12 ) همان مأخذ ، ص 60 ، شماره 20 باب ركود الشمس . ( 13 ) همان مأخذ ، ص 28 ؛ سنن ابن ماجه شماره 1084 نظير آن ؛ ابو داود ، ج 1 ، ص 240 .