الفيض الكاشاني
74
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
قرار نمىداد . مضافا به اين كه ذكر آن در خلال اين آيات از زيبايى مخصوصى برخوردار ، و دقايق معانى و حقايق بلاغت را داراست . دربارهء وجوه تناسب ميان آيات مذكور در آغاز اين سوره - كه براى ايجاد نظمى بديع در آيات ، بعضى از آنها مشتمل بر خلق انسان از علق است . و برخى مشعر بر آموزش چيزهايى به اوست كه نسبت به آنها ناآگاه بوده - گفته شده است كه : خداوند حالت نخستين انسان را كه علقه بوده ذكر كرده ، و علقه پستترين چيزهاست ، و آخرين حال او را كه عالم شدن است بيان فرموده ، و اين عالىترين مراتب است ، گويى خداوند متعال فرموده است : اى انسان تو در آغاز حال در اين مرتبهاى كه در نهايت پستى است قرار داشتهاى ، و در آخر كار به اين درجه كه شريفترين و گرانقدرترين درجات است رسيدهاى ، و بيان مذكور متضمّن اين است كه علم اشرف مراتب است ، زيرا اگر چيزى شريفتر از آن وجود داشت ذكر آن در اين جا سزاوارتر بود . وجه ديگر اين است كه خداوند فرموده است : وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ، در اصول فقه ثابت شده است كه : ترتّب حكم بر وصف گوياى علّت بودن وصف است ، و اين امر دلالت دارد بر اين كه خداوند به صفت اكرميّت اختصاص دارد ، زيرا اوست كه به انسان دانش آموخته است ، و اگر چيزى برتر و ارزشمندتر از دانش مىبود قرين شدن آن با صفت اكرميّت خداوند كه به صيغهء افعل تفضيل است سزاوارتر بود . خداوند سبحان پذيرش حقّ و عمل به آن را بر پايه توجّه به حقّ ، و توجّه را بر اساس بيم و خشيت قرار داده ، و بيم و خشيت را به دانشمندان منحصر كرده و فرموده است : سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى « 29 » و إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ و نيز خداوند علم را حكمت ناميده ، و حكمت را بزرگ شمرده و فرموده است :
--> ( 29 ) اعلى / 10 : و به زودى آنها كه از خدا مىترسند متذكّر مىشوند .