الفيض الكاشاني

62

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

خاموش كردن آنان قرار مىدهند . سوّم : بيان مسجّع و موزون كه واعظان با استفاده از آن عوام را مىفريبند . اين كه دانش دين را به اينها منحصر كرده‌اند براى اين است كه جز اينها وسيلهء ديگرى براى شكار عوام و به دست آوردن مال حرام و كسب ثروت نيافته‌اند . امّا دانش راه آخرت و آنچه گذشتگان نيكوكار ما بر آن بوده‌اند يعنى دانشى كه خداوند در كتابش آن را فقه ، حكمت ، نور ، هدايت و رشد ناميده است از ميان مردم برچيده شده و بكلّى فراموش گرديده است » . غزّالى مىگويد : « و چون اين غفلت براى دين رخنه‌اى بزرگ و رخدادى ناگوار و تيره است به منظور احياى علوم دين ، و نماياندن روش رهبران پيشين ، و نشان دادن اين كه از ديدگاه پيامبران و گذشتگان صالح چه دانشهايى سودمند است نگارش اين كتاب را مهمّ و ضرورى ديدم » . مىگويم : من نيز درست به همين دلايل و امورى كه برشمرده شد به تنقيح كتاب او و زنده كردن احياى وى همّت گماشتم ، تا دانشهاى دين را زندگى نوى بخشم ، و راه و روش امامان دين را به گونه‌اى بهتر و عالىتر بنمايانم . و آن را محجّة البيضاء فى تهذيب الاحياء ناميدم و اگر بخواهم مىتوانم آن را « محجّة البيضاء فى احياء الاحياء » بنامم . من اين كار را براى تقرّب جستن به درگاه الهى انجام دادم ، و اميدوارم خداوند پويندگان اين راه را از آن بهره‌مند فرمايد و آن را در روز بازپسين ذخيره‌اى برايم قرار دهد ، و در عمل به آن موفّقم بدارد ، و به لطف و كرم خويش مرا در پاداش ديگر عمل كنندگان به آن شريك سازد ، آمين . غزّالى مىگويد : « من اين كتاب را به چهار بخش تقسيم كردم : بخش عبادات ، بخش عادات ، بخش مهلكات و بخش منجيات ، و كتاب علم را كه مقصود نهايى است در سرآغاز اين مباحث قرار دادم تا دانشى را كه خداوند تحصيل آن را به وسيله پيامبرش بر بندگان واجب ساخته است معلوم سازم ، چه آن حضرت فرموده است : « طلب دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب