الفيض الكاشاني
61
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
حذف زوايد خلاصه كنم ، تا رغبت خوانندگان به مطالعهء آن افزون شود . همچنين لازم ديدم برخى از بابهاى طولانى آن را به فصلهاى كوتاهتر تقسيم كنم تا موجب خستگى مطالعهكنندگان نگردد ، بىآنكه در ترتيب ابواب و فصول آن تغييرى ايجاد كنم و چيزى از آنها را مقدّم يا مؤخّر بدارم . و نيز تا حدّ ممكن در بيان الفاظ و عبارات آن تصرّف نكردهام ، زيرا عبارات آن در نهايت خوبى و استحكام و متانت و انسجام است و استفاده از چنين كتابى براى خواصّ و عوام ضرورى است ، بويژه در اين روزگار كه نادانى عموميّت پيدا كرده و گمراهى گسترش يافته و اوضاع همان گونه شده كه غزّالى دربارهء زمان خود گفته است : « بيمارى ، انبوه مردم را فرا گرفته بلكه دامنگير همه تودهها شده و اين بدان سبب است كه در توجّه به اهداف بلند دين و ملاحظه قلّه رفيع آن كوتاهى مىكنند و از اين امر كه مسؤوليت آن سنگين است غافلند ، و نمىدانند قضيّه جدّى است ؛ آخرت آمدنى ، دنيا پشت كردنى ، مرگ نزديك ، سفر طولانى ، توشه اندك ، خطرات بزرگ و راه بسته است و از نظر منتقدان با بصيرت هر علم و عملى كه براى خداوند خالص نباشد مردود است ، و طىّ كردن راه آخرت با خطرات بسيار آن بدون راهنما و همراه دشوار ، خستگىآور و آزار دهنده است . راهنمايان اين راه علمايى هستند كه وارثان پيامبرانند ، و عصر ما از وجود چنان دانشمندانى تهى است ؛ از آنان جز شمارى كه مايهء آنها از دانش اندك است به جاى نمانده ، و شيطان بر بسيارى از آنها چيره شده و سر به طغيان برداشتهاند ، در نتيجه هر كدام از آنها به بهرهء خود از دنيا شيفته و خرسند است . معروف را منكر و منكر را معروف مىبينند ، تا آن حدّ كه دانش دين كهنه گشته ، و نشانههاى هدايت از سراسر جهان زدوده شده است ، و به مردم چنان وانمود كردهاند كه دانش دين منحصر است به : اوّل : احكام قضا و دادرسى كه قاضيان با استفاده از اين احكام به هنگامى كه اوباش و اراذل به جان هم مىافتند خصومتهاى آنها را حلّ و فصل مىكنند . دوّم : دانش جدل كه فخرفروشان آن را وسيلهاى براى چيرگى بر حريفان ، و