الفيض الكاشاني
18
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مشكل را بر عهده مىگيرند كه به سختى خو گرفتهاند . بسيار پسنديده است كه ما براى شناخت اهميّت هر كتاب از نظر صحّت و سقم و جايگاه آن بر اساس ارزشها به مقياسى كلّى رو آوريم به طورى كه بتوانيم هر كتابى را با آن بسنجيم ، و تنها همين مقياس مىتواند تفاوت احياء العلوم با تهذيب آن المحجة البيضاء را مشخّص كند . من خواهش كردم اين مطلب را روشن بيان كنند . ايشان پس از تأمّل و دقّت بياناتى ايراد كردند كه عينا در زير ذكر مىشود . شكّ نيست سعادت انسان و حيات روحى و قدر و منزلت او بر پايه معيارهاى اسلامى بستگى به اصول و قواعد و معارفى دارد كه از كتاب خدا و سنّت پيامبر ( ص ) اخذ شده باشد ؛ و اسلام است كه مىتواند اين هدفها را تأمين و بشر را به سمت زندگى سعادتمندانه و انسانيّتى و الا و رستگارى جاويد رهبرى كند ، بعثت خاتم پيامبران ( ص ) مكارم اخلاق را به كمال رسانيده ، و راههاى خوشبختى را شناسانده است ؛ و پيوسته بشر را به سوى صلح و سلامت و سعادت جاويد دعوت مىكند . بىشكّ با پندار و ادّعا به چيزى از اين هدفها نمىتوان رسيد ، و با وهم و خيال نمىتوان به آنها دست يافت . عابد نادان مانند دانشمند بىپروا پشت را مىشكند ؛ او به سوى نيكبختى و بدبختى راهى نمىيابد مگر آنگاه كه روى خود را به سوى حقيقت بگرداند ، و به سمت آن رو آورد . او هر گامى كه برمىدارد وى را در پرتگاهى عميق قرار مىدهد ، به گونهاى كه بيم هلاك او مىرود ؛ زيرا وى فرمانبردار هواها و هوسها و شهواتى است كه بر وجود او چيره است . جهالت در برابر حقايق ثابت و لا يتغيّر جهان ماهيّتى موهوم براى او آفريده كه پيوسته او را از راه حق و سعادت دور مىسازد ؛ راه و روش صحيح را اختيار نمىكند ، و به موارد درست و صواب نمىرسد ، و در حالى كه گمان مىكند كار نيك انجام مىدهد در اعماق بدبختى فرو رفته ، و نفس بد سرشت او در تمام دوران زندگى و تا واپسين دم او را به بندگى خود گرفته است . دانش آدمى را به سوى حقّ رهنمون مىشود و راه درست را برايش هموار