الفيض الكاشاني

13

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

ميدانهاى جنگ صليبى بوده است . امّا او پس از اين سفر با اين كه ديده و يا دست كم شنيده بود كه صليبيان چگونه همكيشان او را از دم تيغ گذرانيدند فريادى برنياورد و چيزى ننوشت . شايد وى همان گونه كه لعن يزيد را فتوا نمىداد طعن بر صليبيان را هم جايز نمىدانست . غزّالى پس از مراجعت از اين مسافرت طولانى مدّت كوتاهى در نظاميّه نيشابور به تدريس پرداخت ؛ سپس به طوس بازگشت و در كنار خانه‌اش مدرسه‌اى براى طلّاب و خانقاهى براى صوفيان بنا كرد ؛ و ديرى نگذشت كه در سنّ 55 سالگى يعنى در سال 505 هجرى زندگى را بدرود گفت و در زادگاهش طابران به خاك سپرده شد . واژه غزّالى اين واژه با تشديد منسوب به غزّال به معناى ريسنده است كه شغل پدر غزّالى است ، و با تخفيف منسوب به غزاله است كه نام روستايى در طوس بوده است . اكثر مورّخان غزّالى را با تشديد زاى نقطه‌دار صحيح دانسته‌اند . مؤلّف روضات الجنّات در ذيل ترجمه احمد غزّالى برادر ابو حامد مىگويد : « غزّالى با تخفيف مشهور نيست ، و مؤلّف غزّالى نامه آن را با تشديدزا ، اصّح شمرده است . » مذهب غزّالى غزّالى در اصول اشعرى و در فروع شافعى و در طريقت پيرو شيخ ابو على فارمدى بوده است . مؤلّف ريحانة الادب ضمن ترجمه احوال او مىنويسد : « قاضى نور الله شوشترى مؤلّف مجالس المؤمنين مطابق مرسوم خود او را شيعه شمرده است ليكن تشيّع و تسنّن او مورد خلاف ارباب تراجم است » مؤلّف روضات الجنّات در ذيل حالات غزّالى مىنويسد : « ما اگر از هر گونه خطايى كه مؤلّف مجالس المؤمنين مرتكب شده بگذريم از اين خطا كه غزّالى را شيعه شمرده چشم‌پوشى نخواهيم كرد . » و نيز دربارهء اين كه نوشته‌اند غزّالى در پايان عمر مستبصر شده و كتاب سرّ العالمين را در همين هنگام