الفيض الكاشاني
14
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
تأليف و در آن تشيّع خود را اظهار كرده است مىگويد : « كتاب سرّ العالمين و كشف حقيقة الدّارين از آثار قلمى غزّالى نيست ، و ابن خلكّان كه از دقايق آثار او با خبر بوده كتاب مزبور را در ذيل آثار او نام نبرده و ممكن است اين كتاب تأليف يكى از امامى مذهبها يا ديگرى از منتسبان به غزّالى باشد ؛ و بنا به اظهار بعضى كتاب المنقذ من الضّلال را در اواخر عمر نوشته و از اين كتابش پيداست علاقهاى به اهل بيت پيامبر ( ص ) نداشته و هر كجا رافضه را نام برده خذلهم اللّه را به دنبال آن آورده است » . مؤلّف غزّالى نامه نيز المنقذ من الضّلال را آخرين كتاب غزّالى دانسته و انتساب سرّ العالمين را به او به طور قاطع ردّ كرده است « 3 » . تأليفات غزّالى غزّالى داراى تأليفات بسيارى به زبان عربى و فارسى است ، وى دو سال پيش از مرگ خود گفته است : « هفتاد جلد كتاب در علوم مختلف دينى تصنيف كردهام » . بعضى تأليفات كوچك و بزرگ او را نزديك به دويست جلد نوشتهاند . مهمترين كتاب او احياء العلوم است ، اين كتاب از همان زمان كه تأليف شده مطمح نظر علما و دانشمندان بوده است . گروهى با آن موافق و دستهاى مخالف بودهاند . مخالفان ، آن را بدعت دانسته و به مبارزه با آن برخاستهاند ، چنان كه در سال 502 غالب علما و قضات اندلس و مغرب به سوزانيدن كتاب احياء العلوم فتوا دادند و همه نسخههاى آن را جمعآورى كردند و در صحن مسجد قرطبه طعمه آتش ساختند و ورود كتابهاى غزّالى را به آن جا ممنوع و مطالعه آنها را تحريم كردند . آرى آرا و افكار غزّالى بويژه فتواى او بر منع لعن يزيد پليد نه تنها شيعه را تا ابد نسبت به او خشمگين ساخت بلكه تصويرى كه غزّالى از اسلام ارائه داد بسيارى از علماى حنبلى ، مالكى ، حنفى و حتّى شافعيهاى هم مذهبش را به اعتراض و مخالفت با او برانگيخت . به هر حال آنچه از بررسى نظريّات محققّان و صاحبنظران درباره غزّالى و
--> ( 3 ) غزّالى نامه ، ص 274 .