ابن المقفع ( مترجم : منشي )
368
كليله و دمنه ( فارسي )
اگر فرماني رسانيدندي من بدرگاه حاضر آمدمي ، و بصواب آن لايقتر كه خادمان به خدمت آيند تو رنجه مشو برون ميا از در خويش * من خود چو قلم همي دوم بر سر خويش و نيز اثر تغيّر بر بشرهء مبارك ميتوان شناخت و نشان غم بر غرّت [ 1 ] همايون ميتوان ديد . ملك گفت : روزي باستراحتي پرداخته بودم ، در اثناى خواب هفت آواز هايل شنودم چنان كه بهريك از خواب بيدار شدم ، و بر عقب آن چون بخفتم هفت خواب هايل ديدم كه بر أثر هر يك انتباهي [ 2 ] ميبود ، و باز خواب غلبه ميكرد و ديگري ديده ميشد . جماعت براهمه را بخواندم و با ايشان باز گفتم ، تعبيري سهمناك [ 3 ] كردند و موجب اين حيرت و ضجرت گشت كه مشاهدت ميافتد . حكيم از چگونگي خواب استكشافي كرد ، چون تمام بشنود گفت : ملك را سهو افتاد ، و آن سرّ با آن طايفه كشف نميبايست كرد كه پديد است در جهان باري * كار هر مرد و مرد هر كاري تسائل عن أخيها كلّ ركب * و عند جهينة الخبر اليقين [ 4 ] و راى ملك را مقرّر باشد كه آن ملاعين را اهليّت اين نتواند بود ، كه نه عقل رهنماى دارند و نه ديني دامن گير . و ملك را بدين خواب شادمانگي ميبايد افزود و صدقات ميبايد داد و هدايا فرمود ، كه سراسر دلايل سعادت و مخايل [ 5 ] دولت ديده مىشود . و من اين ساعت تأويل آن مستوفى [ 6 ] باز گويم و پيش مكيدت آن مدبران [ 7 ] سپري استوار بدارم ؛
--> [ 1 ] . ( 4 ) غرّت سفيدي بر پيشاني اسپ ؛ اينجا پيشاني و ناصيهء شاه اراده شده است . [ 2 ] . ( 7 ) انتباه ( از ن ب ه ) بيدار شدن از خواب ؛ بمعني هشياري و آگاه شدن و بيدار شدن معنوي نيز به كار رفته است ( 115 / 12 ح و 263 / 15 و 265 / 2 ديده شود ) . [ 3 ] . ( 8 ) سهمناك ترس آور ، سهمگين ؛ نيز 351 / 6 ديده شود . [ 4 ] . ( 12 ) تسائل عن . . . ميپرسد ( آن زن ) از حال برادر خويش ( يا أبيها ، پدر خويش ) از هر سواري ( هر اشتر سواري ) ، و در نزد جهينه است خبر درست ( او ميداند كه برادر يا پدر اين زن كشته شده است ) . [ 5 ] . ( 15 ) مخايل رجوع شود به 14 / 3 ح و 228 / 2 ح و 248 / 12 و 284 / 7 و 355 / 11 . [ 6 ] . ( 16 ) مستوفى رجوع شود به 20 / 12 و 129 / 6 ح و 305 / 5 ح . [ 7 ] . ( 16 ) مدبران بخت بر گشتگان ؛ رجوع شود به 228 / 2 ح .