ابن المقفع ( مترجم : منشي )

369

كليله و دمنه ( فارسي )

و لا شكّ هوا خواهان مخلص و خدمتگاران يك دل براى اين كار باشند تا پيش قصد دشمن باز شوند [ 1 ] و در دفع غدر خصمان سعى نمايند گر خصم تو آتش است من آب شوم * ور مرغ شود حلقهء مضراب [ 2 ] شوم ور عقل شود طبع مى ناب شوم * در ديدهء حزم و دولتش خواب شوم تعبير خوابها آنست كه آن دو ماهي سرخ كه ايشان را بر دم راست ايستاده ديده است رسولي

--> [ 1 ] . ( 1 ) تا ( 2 ) پيش - باز شدن رجوع شود به 324 / 3 ح و 341 / 6 و 372 / 4 . [ 2 ] . ( 3 ) مضراب نوعي آلت صيد مرغ و ماهي بوده است شبيه به آنچه در باب جال گفته شد ( 91 / 12 ح و 158 / 10 و 13 ح ) يعني كيسه مانندي از تور كه انتهاى آن بتدريج باريك ميگردد و دهانهء آن بر حلقه‌اي يا چنبره‌اي از چوب يا آهن مانند كم غربيل بسته شده است و دستهء درازي بر اين حلقه تعبيه شده است كه بدست ميگيرند و مرغ را در هوا يا بر زمين يا بر شاخ درخت ، و ماهي را در آب ، چنان بسرعت « ميزنند » و حلقهء مضراب را بر او ميافگنند كه در كيسهء توري گرفتار ميگردد . مطرّزي در المغرب گويد : ضرب الشّبكة على الطّائر : ألقاها عليه ؛ و محتاج به گفتن نيست كه مضراب از اينجا مأخوذ است . ابو الفرج روني گويد ( ديوان چاپ چايكين ص 15 ) : روان رستم اگر با زره بحرب شود * گريز خواهد ازو چون كبوتر از مضراب و مسعود سعد گويد ( ديوان چاپ اوّل ياسمي ، به ترتيب ص 32 و 34 ) : اگر كبوتر گردد مخالفت ملكا * ز دام تو نجهد چون كبوتر از مضراب كه گر گريختهء درگه تو مرغ شود * هوا سراسر در گرد او شود مضارب و سنائي در حديقه بيتي دارد ( چاپ بمبئى ص 340 و چاپ مدرّس رضوي 526 ) كه مصراع اوّلش مشكوك فيه است : جزع گيران به زير درع چو آب * چون كبوتر طپنده در مضراب و مختاري غزنوي گويد ( ديوان چاپ همائي ص 341 ) : شب در اين چرخ پر ستاره ز رنج * چون كبوتر ميان مضرابم و انوري گويد ( ديوان چاپ مدرّس رضوي ص 452 ) : ز اسيب تو از فلك فرو ريزند * انجم چو كبوتران مضرابي و در مرزبان نامه آمده است ( چاپ قزويني ص 94 ) : ديني گفت « بر اين عزم كه ديو گاو پاى آمد و پاى در اين ورطهء خطر نهاد خر در خلاب و كبوتر در مضراب ميراند » . و خواجه حافظ راست ( چاپ قزويني غزل ، 320 ) : هر مرغ فكر كز سر شاخ سخن بجست * بازش ز طرّهء تو بمضراب ميزدم آقاى همائي و مرحوم اقبال آشتياني در مجلّهء تعليم و تربيت ( سال 1314 ) ، اوّلي در چند سطري بحث از مجهول بودن اين تعبير ( ص 10 و 11 ) ، و دومي با استفاده از شعر مختاري و اين رباعي كليله و دمنه و شعر حافظ و عبارت مرزبان نامه سعى در توضيح آن كرده‌اند . نيز رجوع شود به مجموعهء مقالات تحقيقي خاور شناسي اهداء به آقاى پروفسور هانري ماسه چاپ دانشگاه ( شمارهء 843 ) ص 269 تا 281 مقالهء ف . ماير .