ابن المقفع ( مترجم : منشي )
365
كليله و دمنه ( فارسي )
پيوستهاند بدان دالّت هرگز سزاوار امانت نگردند و شايان تدبير و مشورت نشوند ، كه بد گوهر لئيم به هيچ پيرايه جمال نگيرد و علم و مال او را بزينت وفا و كرم آراسته نگرداند . اگر در ترشيح [ 1 ] او سعى رود همچنان باشد كه سگ را طوق مرصّع فرمايند و خستهء [ 2 ] خرما را در زر گيرند . قال النّبيّ صلّى اللّه عليه و سلّم : واضع العلم في غير أهله كمعلّق الجوهر و اللّؤلؤ على الخنازير [ 3 ] هر عصائي نه اژدها باشد * هر گياهي نه كيميا باشد و غرض اين مخاذيل [ 4 ] در اين تعبير آنست كه فرصت ايشان فايت نگردد ، و بدين اشارت در دهائي را كه از سياست ملكانه در دل ايشان متمكّن است شفا طلبند ، و اوّل پسر را كه نظير نفس و عوض ذات ملك است - و مباد كه از وى بعوض قانع بايد گشت - هلاك كنند ، وانگاه پسري با چندان نجابت و رشد و خرد و كياست إن تلقه حدثا في السّنّ مقتبلا * فإنّه نصف في الرّأى مكتهل [ 5 ] و پس بندگان [ 6 ] مشفق را كه بقاى ملك بكفايت ايشان باز بسته است باطل گردانند ، و ديگر اسباب جهان داري از پيل و اشتر و سلاح بربايند ؛ و من بنده خود محلّي ندارم و امثال من در خدمت بسيارند . و چون ملك تنها ماند و استيلاى ايشان بر ملك و اهل مملكت مقرّر شد كامي هر چه تمامتر برانند . تحرّز ايشان تا اين غايت از روى عجز و اضطرار بودهست ، و چون اسباب امكان و مقدرت ملك هر چه ممهّدتر ميديدهاند و يك دلي و مظاهرت [ 7 ] بندگان او هر چه ظاهرتر مشاهده ميكرده زهرهء اقدام نداشتهاند
--> [ 1 ] . ( 3 ) ترشيح مرشّح در 29 / 9 ح و ترشّح در 44 / 5 ح و ترشيح در 155 / 12 ح و غيره ديده شود . [ 2 ] . ( 3 ) خسته شكل و تلفّظ ديگري است از هسته ، أسته و خستو نيز بدين معني به كار رفته . و اصل معني همهء اين اشكال استخوان بوده است ، و در ميوهها حكم استخوان را دارد در جانوران . [ 3 ] . ( 4 ) تا ( 5 ) واضع العلم في . . . نهندهء دانش در نا اهلش مانند آويزندهء گوهر و مرواريد است بر خوگان . [ 4 ] . ( 7 ) مخاذيل ( جمع مخذول ) 207 / 12 ح ديده شود . در نفرين و دشنام بمعني ملعون به كار مىبرند . [ 5 ] . ( 11 ) إن تلقه حدثا . . . اگر بيني او را برنا و نو رسيده در سال پس ( بدان كه ) براستي او ميانه سال است در راى و دو موى است ( بزرگ سال و كامل است ) . [ 6 ] . ( 12 ) بندگان اساس و نق : بزركان . [ 7 ] . ( 17 ) مظاهرت ( مفاعله از ظهر ) همپشتي ؛ 2 / 6 و 84 / 2 ح ديده شود .