ابن المقفع ( مترجم : منشي )

334

كليله و دمنه ( فارسي )

[ 11 - باب تيرانداز و ماده شير ] 11 - باب النّابل و اللّبوة راى گفت : شنودم مثل ملوك در آنچه ميان ايشان و خدم تازه گردد از خلاف و خيانت و جفا و عقوبت ، و مراجعت بتجديد اعتماد ؛ كه بر ملوك لازم است براى نظام ممالك و رعايت مصالح بر مقتضاى اين سخن رفتن كه الرّجوع إلى الحقّ أولى من التّمادي في الباطل [ 1 ] . اكنون بيان كند از جهت من داستان آن كس كه براى صيانت نفس و رعايت مصالح خويش از ايذاى ديگران و رسانيدن مضرّت بجانوران باز باشد ، و پند خردمندان را در گوش گذارد تا بأمثال آن در نماند . برهمن جواب داد كه : بر تعذيب حيوان إقدام روا ندارند [ 2 ] مگر جاهلان كه ميان خير و شرّ و نفع و ضرّ فرق نتوانند كرد ، و به حكم حمق خويش از عواقب أعمال غافل باشند ، و نظر بصيرت ايشان بخوانم كارها كم تواند رسيد ، كه علم اصحاب ضلالت از إدراك مصالح بر إطلاق قاصر است و حجاب جهل إحراز [ 3 ] سعادت را مانعي ظاهر . و خردمند هر چه بر خود نپسندد در باب همچو خودي چگونه روا دارد ؟ قال النّبيّ صلّى اللّه عليه : كيف تبصر القذاة في عين أخيك و لا تبصر الجذل في عينك ؟ [ 4 ]

--> [ 1 ] . ( 4 ) تا ( 5 ) الرّجوع إلى . . . باز گشتن بسوى حقّ بهتر كه دوام آوردن و دور در شدن در باطل . امام رشيد كاتب ( ظ : رشيد وطواط ) اين كلمات را چنين ترجمه كرده است ( شرح ابيات كليله . نسخهء مجلس ورق 42 ) : چون ترا باطل تو شد معلوم * سوى حق باز گرد و شرم مدار بهتر است از اثبات بر باطل * باز گشتن بسوى حق صد بار [ 2 ] . ( 8 ) روا ندارند در اساس : روا ندارد ؛ در بعضي از نسخ فاعل و افعال را جمع آورده‌اند و در برخي مفرد . [ 3 ] . ( 11 ) إحراز در اساس : اخوات . [ 4 ] . ( 13 ) كيف تبصر . . . چگونه ميبيني خاشاك را در ديدهء برادر خويش و نميبيني تنهء درخت را ( پالار را ، شاه تير را ، كندهء درخت را ) در چشم خود ؟ حديث در جامع صغير از حلية الأولياء بدين لفظ نقل شده است : يبصر أحدكم القذى في عين أخيه و ينسى الجذع في عينه ، و جذع شاخهء درختست و نيز خرما بن .