ابن المقفع ( مترجم : منشي )

302

كليله و دمنه ( فارسي )

تلقى بكلّ بلاد إن حللت بها * أهلا بأهل و جيرانا بجيران [ 1 ] و از نفس و ذات عوض صورت نبندد * اين بنده دگر باره نرويد نى نيست [ 2 ] و ببايد دانست كه ضايع‌تر مالها آنست كه از آن انتفاع نباشد و در وجه إنفاق ننشيند ؛ و نابكارتر زنان اوست كه با شوى نسازد ؛ و بتّر فرزندان آنست كه از طاعت مادر و پدر إبا نمايد و همّت بر عقوق [ 3 ] مقصور دارد ؛ و لئيم‌تر دوستان اوست كه در حال شدّت و نكبت دوستي و صداقت را مهمل گذارد ؛ و غافل‌تر ملوك آنست كه بي گناهان ازو ترسان باشند و در حفظ ممالك و اهتمام رعايا نكوشد ؛ و ويران‌تر شهرها آنست كه درو امن كم اتّفاق افتد . و هر چند ملك كرامت ميفرمايد و انواع تمنيت [ 4 ] و قوّت دل ارزاني ميدارد و آن را بعهود و مواثيق [ 5 ] مؤكّد ميگرداند البتّه مرا بنزديك او امان نيست و در خدمت و جوار او ايمن نتوانم زيست ، چه روزگار ميان ما مفارقتي افگند كه مواصلت را در حوالي [ 6 ] آن مجال نتواند بود ؛ و در مستقبل هر گاه كه اشتياقي غالب گردد حكايت جمال تخت آراى ملك بر چهرهء ماه و پيكر مهر خواهم ديد و اخبار سعادت او از نسيم سحري خواهم پرسيد أقول و أروي كلّما هبّت الصّبا : * « ألايا صبا نجد متى هجت من نجد » نسيم الصّبا قل للأحبّة منشدا : * « سلام عليكم كيف حالكمو بعدي » [ 7 ] و از حال غربت من راى ملك را هم بر اين مزاج معلوم تواند شد

--> [ 1 ] . ( 1 ) تلقى بكلّ . . . ملاقات ميكني در همهء شهرها اگر بدان داخل شوي اهلي بجاى اهل ، و همسايگاني بجاى همسايگان . در هيچ يك از نسخ شرح ابيات كليله اين بيت نيست و بسياري از نسخ قديم اين بيت و مصراع فارسي سطر بعد را ندارد ، و در بعضي بجاى اينها بيت عربي ديگري آمده است . [ 2 ] . ( 2 ) اين بنده دگر باره . . . اين مصراع پيش ازين هم آمده است ( ص 298 س 9 ) . [ 3 ] . ( 5 ) عقوق نافرماني كردن كسي را كه حقّ وى بر تو واجب باشد ( زوزني ) . از اينجاست عاقّ والدين . [ 4 ] . ( 8 ) تمنيت 26 / 6 ح ديده شود . [ 5 ] . ( 9 ) مواثيق ( جمع ميثاق ) پيمانهاى استوار . [ 6 ] . ( 10 ) حوالي 169 / 2 ح ديده شود . ناصر خسرو گويد ( ديوان 410 ) : مكر و حسد و كبر و خرافات و طمع را * مپذير و مده ره بدر خويش و حوالي [ 7 ] . ( 13 ) و ( 14 ) أقول و أروي . . . ميگويم و روايت ميكنم هر گاه كه بوزد باد صبا : هان اى صباى نجد ، كى جستي و وزيدي از نجد ؟ اى باد خوش صبا ، بگوى دوستان را و بر خوان : درود باد بر شما ، چگونه است حال شما پس از من ؟ مصراع دوم و چهارم از شاعر ديگري است كه گوينده آنها را تضمين كرده است .