ابن المقفع ( مترجم : منشي )

259

كليله و دمنه ( فارسي )

از دوستان و مال و جز آن . عزيز بايد داشت ، و از موضع تضييع و اسراف بر حذر بايد بود ، كه هر چه از دست بشد بهر تمنّي باز نيايد و تلهّف [ 1 ] و ضجرت [ 2 ] و تأسّف و حيرت مفيد نباشد . ايزد تعالي كافّهء مؤمنان را سعادت هدايت و ارشاد ارزاني داراد ، بمنّه و رحمته .

--> [ 1 ] . ( 2 ) تلهّف ( از ل ه ف ) اندوه بردن ، دريغ خوردن ، اندوه نمودن ( بيهقي و زمخشري ) ؛ نيز 243 / 17 ح ( متلهّف ) ديده شود . [ 2 ] ضجرت 53 / 4 ح و 95 / 5 ح و 124 / 9 و 128 / 1 ديده شود .