ابن المقفع ( مترجم : منشي )
2
كليله و دمنه ( فارسي )
[ مقدمات تحقيق ] [ 1 - ديباجهء مترجم ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * و على اللّه توكّلي سپاس و ستايش مر خداى را جلّ جلاله كه آثار قدرت او بر چهرهء روز روشن تابان است و انوار حكمت او در دل شب تار درفشان [ 1 ] ، بخشايندهاي كه تار عنكبوت [ 2 ] را سدّ عصمت دوستان كرد ، جبّاري كه نيش پشّه [ 3 ] را تيغ قهر دشمنان گردانيد ، در فطرت كاينات به وزير و مشير و معونت و مظاهرت محتاج نگشت ، و بدايع إبداع در عالم كون و فساد [ 4 ] پديد آورد ، و آدميان را بفضيلت نطق و مزيّت عقل از ديگر حيوانات مميّز گردانيد ، و از براى هدايت و إرشاد رسولان فرستاد تا خلق را از ظلمت جهل و ضلالت برهانيدند ، و صحن گيتي را بنور علم و معرفت آذين بستند ، و آخر ايشان در نوبت و اوّل در رتبت ، آسمان حقّ و آفتاب صدق ، سيّد المرسلين و خاتم النّبيّين و قائد الغرّ المحجّلين [ 5 ] ابو القاسم محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطّلب بن هاشم بن عبد مناف العربي را ، صلّى اللّه عليه و على عترته الطّاهرين ، براى عزّ نبوّت و ختم رسالت برگزيد ، و به معجزات ظاهر و دلايل
--> [ 1 ] . ( 2 ) درفشان بمعني درخشان و شايد با آن كلمه از يك اصل باشد . [ 2 ] . ( 2 ) تار عنكبوت در هنگام هجرت از مكّه بمدينه رسول خدا و ابو بكر در غاري پنهان شدند عنكبوت بيامد و بر در آن غار بتنيد ، كافران در طلب ايشان بدر غار رسيدند آن تار عنكبوت ديدند گفتند دير است كه كس در اين غار نرفته است ( بتلخيص از تفسير ابو بكر عتيق ) . [ 3 ] . ( 5 ) نيش پشّه از قول وهب بن منبّه روايت كردهاند كه پشهاي در بيني نمرود داخل شد و چهل روز او را رنج ميداد كه سر بر زمين ميزد تا هلاك شد ( دميري ) . [ 4 ] . ( 6 ) كون بودن و هست شدن و هستي يافتن - فساد تباه شدن و از صورت خود زايل شدن . اين عالم را چون در آن همواره هست شدن و تباه شدن روى ميدهد عالم كون و فساد ميگويند . [ 5 ] . ( 10 ) قائد الغرّ المحجّلين يعني پيشواى مردمان سپيد پيشاني و داراى دست و پاى سپيد ، يعني پيشواى مسلمانان مؤمن وضو گير كه بدين سبب داراى روى و دست و پاى سپيد و پاكيزه هستند . اصل معني غرّ ( مفرد آن أغرّ ) اسپان سپيد پيشانى است و اصل معني محجّلين اسپان دست و پا سفيد .