ابن المقفع ( مترجم : منشي )

3

كليله و دمنه ( فارسي )

واضح مخصوص گردانيد ، و از جهت إلزام حجّت و إقامت بيّنت [ 1 ] به رفق و مدارا دعوت فرمود ، و به اظهار آيات مثال داد ، تا معاندت [ 2 ] و تمرّد كفّار ظاهر گشت ، و خردمندان دنيا را معلوم گشت كه به دلالات عقلي و معجزات حسّي التفات نمينمايند ، آنگاه آيات جهاد بيامد و فرضيّت مجاهدت ، هم از وجه شرع و هم از طريق خرد ، ثابت شد ، و تأييد آسمانى و ثبات عزم صاحب شريعت بدان پيوست ، و أنصار حقّ را سعادت هدايت راه راست نمود ، و مدد توفيق جمال حال ايشان را بياراست ، تا روى بقمع [ 3 ] كافران آوردند ، و پشت زمين را از خبث شرك ايشان پاك گردانيدند ، و ملّت [ 4 ] حنيفي [ 5 ] را به أقطار و آفاق جهان برسانيدند و حقّ را در مركز خود قرار دادند فحمدا ثمّ حمدا ثمّ حمدا * لمن يعطي إذا شكر المزايا و تبليغا تحيّاتي إلى من * بيثرب في الغدايا و العشايا سلام مشوّق يهدي إليه * من المدح الكرائم و الصّفايا [ 6 ] درود و سلام و تحيّت و صلوات ايزدي بر ذات معظّم و روح مقدّس مصطفى و أصحاب و أتباع و ياران و أشياع [ 7 ] او باد ، درودي كه أمداد [ 8 ] آن به امتداد روزگار متّصل باشد ، و نسيم آن خاك از كلبهء عطّار [ 9 ] بر آرد ، إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً [ 10 ] .

--> [ 1 ] بيّنت سند و حجّت آشكار كه راست و دروغ را و حقّ و باطل را روشن و از يكديگر مجزّا كند . [ 2 ] . ( 1 ) معاندت گردن كشي كردن و خلاف كردن و ستيزه كردن و ستيهيدن با كسي . [ 3 ] . ( 2 ) قمع خوار كردن و شكسته كردن . [ 4 ] . ( 6 ) ملّت دين و شريعت و شيوهء پرستش . [ 5 ] . ( 7 ) حنيفي اسلام مبتني بر طريقهء پرستش خداى يگانه است كه بگفتهء پيغمبر طريقهء نيك و راست ابراهيم نبي بوده است و بنام حنيفي شناخته ميشده است و پيغمبر اسلام آن را تجديد و احيا كرده است . [ 6 ] . ( 9 تا 11 ) فحمدا . . . ميستايم ستودني و باز ستودني و باز ستودني آن كسي را كه چون او را شكر كنند افزونيها دهد ؛ و درود ميفرستم به آن كس كه در مدينه است در بامدادها و در شبانگاهها ؛ درود آن كسي كه آرزومند گشته باشد و هديّه فرستد از مدح‌ها آنچه را گرامي و برگزيده باشد . [ 7 ] . ( 13 ) أشياع يعني پيروان و ياران و هواخواهان ، مفردش شيعه است . [ 8 ] . ( 13 ) أمداد جمع لفظ مدد است بمعني افواجي كه پى در پى بياري برسند ، و اينجا مراد درود و سلام پياپى است . [ 9 ] . ( 14 ) عطّار بوى فروش ( زمخشري ) ، كسي كه داروها و چيزهاى خوشبو ميفروشد . [ 10 ] . ( 10 تا 15 ) إنّ اللّه . . . بدرستي كه خداوند و فرشتگان او درود ميفرستند بر پيغمبر ؛ اى شما كه بگرويده‌ايد ، درود دهيد بر او و سلام و آفرين كنيد سلام و آفرين كردني ( سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 56 ) .