ابن المقفع ( مترجم : منشي )
181
كليله و دمنه ( فارسي )
توانگر قاصر همّت ذليل نمايد ، چون سگ كه به همه جاى خوار باشد اگر چه بطوق و خلخال مرصّع آراسته گردد نيك در آنست كه داند خرد * چشمهء حيوان زنم پارگين [ 1 ] اين غربت را در دل خود چندين وزن منه ، كه عاقل هر كجا رود بعقل خود مستظهر باشد . و شكر در همه ابواب واجبست ، و هيچ پيرايه در روز محنت چون زيور صبر نيست . قال النّبيّ صلّى اللّه عليه « خير ما أعطي الإنسان لسان شاكر و بدن صابر و قلب ذاكر » [ 2 ] . صبر بايد كرد و در تعاهد [ 3 ] قلب ذاكر كوشيد ، چه هر گاه كه اين باب بجاى آورده شد وفود [ 4 ] خير و سعادت روى به تو آرد ، و افواج شادكامي و غبطت در طلب تو ايستد ، چنان كه آب پستي جويد و بط آب ؛ كه اقسام فضايل نصيب اصحاب بصير تست ، و هرگز بكاهل متردّد نگرايد و از وى همچنان گريزد كه زن جوان شبق [ 5 ] از پير ناتوان . و اندوهناك مباش بدانچه گوئي مالي داشتم و در معرض تفرقه افتاد ؛ كه مال و تمامي متاع دنيا ناپاىدار باشد ، چون گوئي كه در هوا انداخته آيد نه بر رفتن او را وزني توان نهاد و نه فرود آمدن را محلّي و الدّهر ذو دول تنقّل في الورى * أيّامهنّ تنقّل الأفياء [ 6 ] و علما گفتهاند « چند چيز را ثبات نيست : سايهء ابر و دوستي اشرار و عشق زنان و ستايش دروغ و مال بسيار » . و نسزد از خردمند كه بسياري مال شادي كند و به اندكي آن غم خورد ؛ و بايد كه مال خود آن را شمرد كه بدان هنري بدست آرد و كردار نيك مدّخر
--> [ 1 ] . ( 3 ) پارگين ص 123 ح بر س 8 ديده شود . [ 2 ] . ( 6 ) خير ما . . . بهترين چيزي كه به مردم داده شد زبانيست شكر گزارنده و سپاس دارنده ، و تني است صبر كننده و شكيبنده و ، دلي است ذكر گوينده و ياد دارنده . قلب ذاكر در اساس نيست . [ 3 ] . ( 7 ) تعاهد تعهّد ، يعني نگهداري و تيمار داشتن ، يا هم پيماني و همعهدي بين انسان و قلبش مراد است . [ 4 ] . ( 8 ) وفود ( مفردش : وفد ، كه خود اسم جمع است ) وارد شوندگان و آيندگان . مصدر نيز هست . [ 5 ] . ( 10 ) شبق . . . داراى شهوت تيز و آرزوى شديد به همخوابگي و همبستر شدن . [ 6 ] . ( 14 ) و الدّهر . . . روزگار را دولتهاست كه جابجا ميشوند و ميگردند روزهاى آنها در ميان آفريدگان چون جاى بجاى شدن سايهها . ذول و دول و دول هر سه جمع دولت است كه در قديم به معناى روى آوردن فيروزي و نيكي ، و گرديدن اقبال به سمت كسي ، بوده است و توسّعا در فارسي بمعني اقبال و ثروت و مال به كار رفته .