الفيض الكاشاني

93

ترجمة الحقائق ( فارسى )

در صفات خدا تصديق كند كه صاحب حيات وقدرت وعلم « 1 » [ m . b 22 ] و اراده و كلام است و هيچ چيز مانند او نيست و شنوا و بيناست . و امّا در امر متعلّق به روز آخرت تصديق كند به بهشت و دوزخ و صراط و ميزان و حساب و شفاعت و غير اينها . و واجب نيست كه تفحّص كند از حقيقت صفتها و از اينكه كلام خدا و علم او [ و ] غير اينها حادث است يا قديم ، بلكه اگر هرگز اين معنا به خاطرش نرسد و بر اين حالت بميرد مؤمن مرده خواهد بود . و اگر غالب شود بر دلش شكّى يا اشكالى اگر ممكن باشد كه محو كند آن را از خاطر به سخنى نزديك به فهمها اگرچه آن سخن در نزد متكلّمين قوى و پسنديده نباشد اين كار بكند كه كافى است و احتياج به تحقيق دليل نيست ؛ زيراكه دليل تمام نمىشود مگر به ذكر شبهه و جواب آن . و هرگاه ذكر شبهه شد ايمن نمىتوان بود كه در دل نقش ببندد « 2 » و بعد از آن گمان كند كه اين شبهه حقّ است از آن راه كه عقل او از فهميدن جواب قاصر باشد ، چو گاه باشد كه شبهه در نهايت وضوح و جواب آن در غايت خفا باشد و عقل قبول آن جواب نكند . و از اين راه است كه از تفحّص و تفتيش و گفتگو در شرع منع شده . و شكّى نيست كه منع ضعيفانِ عوامّ شده و امّا پيشوايان دين را مىرسد كه تعمّق نمايند در كنه اشكالها . و منع كردن عوامّ نازل منزلهء منع كردن طفلان است از كنار نهرهاى عظيم از راه آنكه مبادا غرق شوند . و رخصت توانايان شبيه است به رخصت كسى كه مهارت تمامى « 3 » در شناورى داشته ، امّا اين مقام فريب و « 4 » لغزش قدم است از آن جهت كه هر ضعيفُ العقلى گمان مىبرد كه قدرت بر ادراك حقيقت همه چيز دارد و خود را از جمله توانايان مىشمرد . و بسا مىباشد كه داخل در اينها مىشوند و غرق مىگردند در

--> ( 1 ) . علم / a s علوم . ( 2 ) . ببندد / a بندد . ( 3 ) . تمامى / a تامّى . ( 4 ) . a - و .