الفيض الكاشاني

575

ترجمة الحقائق ( فارسى )

و از جملهء اسباب آن است كه گناه‌كار دانشمند باشد و به وى اقتدا شود . و هرگاه دانشمند « 1 » گناهى كند به حيثيّتى كه ديده شود كبيره مىشود ، مثل آنكه عالِم ابريشم « 2 » محض و طلا بپوشد و مال شبهه‌ناك اخذ نمايد . و زبان به هتك عِرض مردمان دراز كند و مانند اينها . و اين گناهانى است كه عالِم بر آنها متابعت كرده مىشود و مىميرد و شرّ آن در عالَم باقى مىماند و منتشر مىگردد . و خوشا حال كسى كه هرگاه بميرد گناهانِ وى با وى بميرد ، پس بر دانشمند دو وظيفه است : يكى ترك گناهان و ديگرى « 3 » پنهان داشتن آن . و هم‌چنان كه گناه مضاعف مىشود به فاش كردن هم‌چنين ثواب طاعتها مضاعف مىشود « 4 » هرگاه متابعت آن كرده شود . فصل [ ثمرات ارتكاب گناه ] در حديث نبوى مروى است : هيچ روزى نيست كه صبح طلوع كند و هيچ شبى نيست كه شفق غايب شود مگر آنكه دو فرشته به چهار آواز جواب يكديگر را [ m . a 135 ] مىدهند ؛ يكى مىگويد : كاشكى اين مردم آفريده نمىشدند . و ديگرى مىگويد : هرگاه كه آفريده شده‌اند « 5 » كاشكى مىدانستند كه از براى چه آفريده شده‌اند . پس اوّلين مىگويد : و هرگاه نمىدانند كه از براى چه آفريده شده‌اند كاشكى عمل مىكردند به آنچه دانسته‌اند . پس ديگرى مىگويد : هرگاه عمل نكرده‌اند به آنچه دانسته‌اند كاشكى توبه مىكردند از آنچه عمل كرده‌اند . و حضرت أمير المؤمنين عليه السلام فرمودند : خنده مكن به حيثيّتى كه فاش باشد و حال آنكه كارهاى رسوا كرده باشى . و ايمن نباشى در شب از آنكه حادثه‌اى به تو رو دهد در حالتى كه گناهان كرده باشى « 6 » .

--> ( 1 ) . s - باشد و به وى . . . دانشمند . ( 2 ) . ابريشم / m ابريسم . ( 3 ) . ديگرى / a s ديگر . ( 4 ) . s a + و . ( 5 ) . شده‌اند / a s شدند . ( 6 ) . الكافي 2 : 269 ح 5 .