الفيض الكاشاني
524
ترجمة الحقائق ( فارسى )
و بعضى از اهل دانش گفتهاند : اگر در روزه فضيلتى نمىبود مگر ترقّى نمودن از حَظهاى نفس حيوانى به مرتبهء عالى - كه تشبّه به ملائكهء روحانى باشد - هرآينه اين فضيلت و منقبت از براى آن كافى بود . ووجه آنكه روزه سپرى است از آتش آن است كه رفع « 1 » مىكند حرارت شهوت و غضبى را كه آتش جهنّم در باطن آدمى در دنيا به آن افروخته مىشود و در قيامت ظاهر مىگردد ، چنانچه سپر دفع مىكند از صاحبش حرارت و تندى آهن را . و وجه آنكه فرمودند : « مادامى كه غيبت مسلمانى نكند » آن است كه غيبتْ خوردنِ گوشت مرده است و اين نوعى است از خوردن كه بدن به آن قوّت مىيابد . و شرافت داشتن روزه به آنكه از براى خداست و نسبت به خدا دارد « 2 » - اگرچه تمامى عبادتها از براى خداست ، مانند شرافت كعبه كه نسبت به خدا دارد اگرچه تمامى زمين از براى خداست - از براى دو معناست : يكى آنكه روزه بازداشتن نفس و ترك كردن چيزى چند است ، و اين امرى است پنهانى و عملى در آن نيست كه مشاهده شود . و جميع عبادتها را مردم مشاهده مىنمايند و مىبينند و روزه را به غير از خدا كسى نمىداند از براى آنكه عمل باطنى است و مجرّد صبر كردنى است و از براى محض خداست و جزاى آن از جانب خداست و بَس ، و ديگرى را در اين عبادت شركتى نيست . و معناى دوم آن است كه روزه درهم مىشكند دشمن خدا را [ m . b 122 ] زيرا كه وسيلهء شيطان شهوتهاست و قوّت شهوتها به خوردن و آشاميدن است . و از براى اين است كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند : به درستى كه شيطان در فرزند آدم جريان مىيابد مانند جريان خون ، پس راههاى او را تنگ گردانيد به گرسنگى « 3 » . و شهوتها « 4 »
--> ( 1 ) . رفع / a s دفع . ( 2 ) . a + و . ( 3 ) . عوالي اللئالي 1 : 273 ح 97 . ( 4 ) . a s + و !