الفيض الكاشاني
36
ترجمة الحقائق ( فارسى )
بسيار گفتن و لاف زدن و مداهَنه در امر دينى « 1 » و از كردههاى خود خوشنود بودن و از عيبهاى خود بازماندن و به عيب ديگران پرداختن و غم از دل بدر كردن و ترس از خدا نداشتن و بسيار انتقام كشيدن به اندك خوارى كه به نفس برسد و از براى حقّ كم انتقام كشيدن و مردمان را به ظاهر دوست گرفتن با عداوت در باطن و از مكر خدا در سلب آنچه عطا نموده ايمن بودن و تكيه بر طاعتها « 2 » و مكر و خيانت و فريب دادن و طول امل و دل سختى و درشتى و به دنيا شعف داشتن و بر فوتِ آن تأسّف خوردن و به مردمان انس گرفتن و از مفارقت ايشان وحشت داشتن مگر از براى اعانت در دين و ترك صلهء اخوان و طَيش كردن و در كارها بىتاب بودن و بىحيايى و نامهربانى به مردم « 3 » . و اين خصلتها كه گفتيم و مانند آنها از صفاتِ قلبْ منشأ امور قبيحه و مورث عملهاى محرّمه « 4 » است . و اضداد اينها منبع طاعات و موجب تقرّب به پروردگار است . و علم به حدود اين امور و حقايق و اسباب و ثمرات و علاج اينها از علم آخرت است و واجب عينى است بر هركه اهليّت آن داشته باشد . و اگر كسى قابليّت تحصيل تمامى اينها را نداشته باشد به قدر آنچه ممكنش باشد سعى نمايد زيراكه خداى عزّ وجلّ تكليف ننمود هيچ نفسى « 5 » را الّا به قدر آنچه او را ميسّر و آسان باشد . و امّا علم شرايع عبارت است از علم به كيفيّت عبادتهاى مشروعه از طهارت و نماز و زكات و روزه و حجّ و جهاد و امر به معروف و نهى از منكر و دانستن اسرار آنها و علم به حكمهاى مضبوطه « 6 » از حلال و حرام در جميع كسبها و معاملهها ، مانند خريد و فروخت و ربا و قرض و مضاربه و اجاره و شركت و مزارعه و داد و ستد و
--> ( 1 ) . دينى / a دين . ( 2 ) . a + كردن . ( 3 ) . a s + نمودن . ( 4 ) . محرّمه / a محرّم . ( 5 ) . ننمود هيچ نفسى / s a ننموده نفس . ( 6 ) . مضبوطه / a s مضبوط .