الفيض الكاشاني
309
ترجمة الحقائق ( فارسى )
جماعت منافقان كه با جمعى باشند كه به جهاد نرفتهاند و بر دل ايشان ختم شده و به حقّ مهتدى نمىشوند . و در حديث مشهور وارد شده : هركه منكرى را ببيند و راضى به آن باشد همان است كه آن معصيت را كرده . و در حديث ديگر آمده : اگر بندهاى در مشرق كشته شود و ديگرى در مغرب به آن راضى باشد در گناه شريكِ قاتل خواهد بود « 1 » . وامّا دشمن داشتن كافران و فاجران و انكار آنها نمودنْ شواهدِ آن در قرآن و اخبار بىشمار است . و در حديث وارد شده كه : محكمترين اسباب ايمان در راه خدا مؤمنان را دوست داشتن و كافران را دشمن داشتن است « 2 » . اگر كسى گويد : آيات و اخبار در رضا به قضا وارد شده ، پس اگر معاصى به غير قضا باشد محال است و منافى قول به توحيد است و اگر به قضاى الهى باشد پس كراهت از آن داشتن و آن را دشمن داشتن كراهت از قضاى خدا داشتن است ، پس به چه طريق جمع ميان اين دو توان نمود و حال آنكه به اين تقرير متناقضند ؟ و چون جمع ميان رضا و كراهت در يك چيز توان نمود ؟ جواب گوييم كه : اين امرى است كه بر جمعى كه « 3 » ضعيفند و عقل ايشان از مطّلع شدن بر اسرار علوم قاصر است مشتبه شده تا « 4 » آنكه بعضى سكوت بر منكرات را مقامى از مقامات رضا شمردهاند و اين را حُسن خُلق ناميدهاند و اين جهل محض است ، بلكه مىگوييم كه رضا و كراهت ( ضدّ يكديگرند هرگاه متعلّق به يك چيز و از يك راه باشد . و هرگاه چيزى از راهى مكروه و از راهى ديگر مرضى باشد ) « 5 » ضدّ
--> ( 1 ) . عيون أخبار الرضا عليه السلام 1 : 247 ضمن ح 5 . روضة الواعظين : 461 با تفاوت . ( 2 ) . المحاسن 1 : 263 ح 328 . الكافي 2 : 125 ح 2 با فزونى . كتاب من لا يحضره الفقيه 4 : 362 . مجمع الزوائد 1 : 89 . ( 3 ) . m - كه . ( 4 ) . تا / a با . s و تا . ( 5 ) . ميان پرانتز از a افتاده است .