الفيض الكاشاني

310

ترجمة الحقائق ( فارسى )

يكديگر نخواهند بود از براى آنكه گاه مىباشد كه شخصى دشمن تو و دشمن بعضى از دشمنان تو مىباشد و سعى در هلاك آن مىنمايد ، پس كراهت از مردنِ آن مىدارى از آن راه كه دشمنِ دشمن تو مرده و راضى به مردنِ آن مىباشى از آن جهت كه دشمن تو مرده . وهم‌چنين معصيت دو جهت مىدارد : يك جهت آن است كه نسبت به خدا دارد از آن حيثيّت كه فعل و اختيار و ارادهء خداست ، پس از اين جهت راضى به آن مىباشى كه ملك را به مالكُ الملك تسليم كرده‌اى و به آنچه كرده‌اى راضى هستى . و جهت ديگر نسبت به بنده دارد از آن حيثيّت كه كسب بنده وصف اوست و علامت دشمن بودن بنده در نزد خداى عزّ وجلّ آن است كه اسباب دورى و غضب بر وى مسلّط شده باشد ، پس از اين جهت منكر و مذموم است . و شاهد بر اين چيزهايى « 1 » كه از جهتى مكروه و از جهتى مرضى مىباشند « 2 » و نظاير اين بسيار است . و واجب است بر هر بنده‌اى كه محبّ خداست آنكه دشمن دارد كسى را كه خدا او را دشمن دارد و بد باشد با كسى كه خدا با او بد است اگرچه خداى عزّ وجلّ به قهر و قدرت او را مضطر به دشمنى و مخالفت آن نموده امّا از راه موافقت با محبوب او را دشمن مىدارد و اظهار غضب مىكند بر كسى كه محبوب اظهار غضب بر آن كرده به « 3 » اينكه [ m . a 72 ] او را از درگاه خود دور كرده . و به اين جمع مىتوان نمود ميان آنچه وارد شده در محبّت مؤمنان و بغض كافران در راه خدا و ميان راضى به قضاى خدا بودن . و استمداد در اين مطلب از سرّ قدر - كه رخصت در افشاى آن نيست - مىتوان نمود ؛ و سرّ قدر آن است كه شرّ و خير داخلند در مشيّت و ارادهء خدا ، امّا شرّ مراد و مكروه است و خير مراد و مرضى است . و

--> ( 1 ) . چيزهايى / s a چيزها . ( 2 ) . مىباشند / s مىباشد . ( 3 ) . به / s با .