الفيض الكاشاني

302

ترجمة الحقائق ( فارسى )

باقى نمىماند مگر مدّت حيات دنيا و حاصل شده است از براى او چيزى كه هميشه بعد از مرگ باقى خواهد بود ، و هركه خسيسى را بدهد و نفيسى « 1 » را « 2 » به عوض بگيرد گنجايش ندارد « 3 » كه غمگين شود از براى فوت شدن خسيسى « 4 » . و سزاوار آن است كه اين باعث را آهسته عادت بدهد بر غالب شدن بر باعث هَوى به تدريج تا لذّت غالب شدن بر آن را بيابد و جرأت به هم رساند و قوّتش در غالب شدن زياده شود ، زيرا كه ملاحظه و ممارست عملهاى شاقّه نمودن قوّتهايى را كه از آن عمل صادر مىشود محكم‌تر مىنمايد . و هركه خود را عادت دهد بر مخالفت هَوى البته هرگاه كه خواسته باشد بر آن غالب مىشود . و بدان كه اگر معارضه نمودن با باعث هَوى به تعب و مشقّت باشد او را تَصبُّر مىنامند . و اگر به آسانى باشد او را صبر مىخوانند . و اگر اندك تعبى داشته باشد او را رضا مىگويند . و اگر لذّت از آن برمىدارد او را شكر مىنامند ؛ و لذّت برداشتن به اين مىشود كه از حظهاى نفس غافل شود و خود را به ياد خدا ببندد « 5 » و فرقى ميان لذّت و الم نكند . باب دوم : در رضا و شكر است و رضا عبارت است از ترك اعتراض وخشمناكى ، خداى عزّ وجلّ فرموده : « رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ » « 6 » يعنى خدا از ايشان راضى است و « 7 » ايشان از خدا راضيند . و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله از بعضى از اصحاب سؤال كردند كه : چه حالت داريد ؟ گفتند كه : مؤمنيم . فرمود « 8 » : علامت ايمان شما چيست ؟ گفتند كه : صبر مىكنيم در نزد

--> ( 1 ) . نفيسى / a نفيس . ( 2 ) . a s - را . ( 3 ) . ندارد / s آن دارد ! ( 4 ) . خسيسى / s a خسيس . ( 5 ) . ببندد / a بيند . ( 6 ) . مائده : 119 . ( 7 ) . s - و . ( 8 ) . فرمود / s a فرمودند .