الفيض الكاشاني

282

ترجمة الحقائق ( فارسى )

و بعضى به « 1 » روزه داشتن مغرور شده‌اند وبسياراست كه تمام سال روزه مىباشد امّا زبان را از غيبت و شكم را از حرام در وقت افطار باز نمىدارد و به خود گمان خير مىدارد . و بعضى فريفتهء حجّ شده‌اند و « 2 » به حجّ مىروند بدون آنكه از مظلمه‌هاى مردم بيرون رفته باشند و بدون اداى دَينها و طلب زاد حلال ، و در اثناى راه نماز از وى فوت مىشود و از شستن جامه و بدن عاجز و متعرّض دَه يكى كه ظالمان مىگيرند مىشود . و اينها همه بعد از اين است كه حجّة الإسلام از وى ساقط مىباشد . و بعضى مغرور به پيشنمازى مسجدى « 3 » يا اذان در آن مىشوند و اگر ديگرى امامت كند يا اذان بگويد در وقتى كه غايب باشد بسيار آشفته مىشود هرچند داند كه آن كس پرهيزكارتر و دانشمندتر باشد . و بعضى آنند كه امر به خير مىنمايند « 4 » و خود را فراموش مىكنند « 5 » و هرگاه امر كند درشتى و طلب رياست و عزّت مىكند و « 6 » هرگاه مرتكب منكرى شد و كسى ردّ وى را بكند غضبناك مىشود و مىگويد : امر به معروف و نهى از منكر با من است ، پس تو چگونه انكار بر من مىكنى ؟ ! و غرضش در اين رياست و پيشوايى است . و بعضى از مغرورين كسى است كه علوم « 7 » شرعيّه را دانسته و تعمّق در آنها نموده [ m . a 66 ] و مشغول آن گرديده ، امّا تجسّس افعال اعضا و « 8 » محافظت آنها را از معاصى و جبر كردن آنها را بر طاعتها مهمل مىگذارد ، يا آنكه تجسّس احوال قلب را مهمل مىگذارد « 9 » و « 10 » صفات مذمومه و خُلقهاى بد را از دل محو نمىسازد و به علم

--> ( 1 ) . s - به . ( 2 ) . a s - و . ( 3 ) . مسجدى / s a مسجد . ( 4 ) . مىنمايند / s مىنمايد . ( 5 ) . مىكنند / a s مىكند . ( 6 ) . s a - و . ( 7 ) . علوم / s a احكام . ( 8 ) . a - و . ( 9 ) . s - يا آنكه تجسّس . . . مىگذارد . ( 10 ) . و / a در .