الفيض الكاشاني
283
ترجمة الحقائق ( فارسى )
خود « 1 » مغرور شده گمان مىكند كه نزد خداى تعالى مرتبهء عظيمى دارد و « 2 » آن مقدار علم دارد كه خداى تعالى اين چنين عالمى را عذاب نخواهد كرد ، بلكه قبول شفاعت او را در حقّ مردم خواهد كرد و او را مطالبه به گناهان نخواهد كرد از آن جهت كه نزد وى حرمت و عزّت دارد . و بعضى از مغروران « 3 » كسى است كه به خود مىبالد و گمان مىكند كه اخلاق مذمومه را ندارد و مرتبهء او در « 4 » نزد خدا بلندتر است از آن كه او را به اخلاق ذميمه مبتلا سازد بلكه عوامّ را به آنها مبتلا مىسازد . و هرگاه آثار تكبّر و رياست و طلب علوّ و شرف در وى ظاهر شود « 5 » مىگويد كه : تكبّر نيست بلكه طلب عزّت دين و اظهار شرف علم و نصرت دين حقّ و سركوب مخالفان مىكنم . و هرگاه سخنان حسدآميز در حقّ امثال خود يا در حقّ كسى كه سخنى از « 6 » آن را ردّ كرده بگويد گمان حسد به خود نمىبرد بلكه مىگويد : از براى حقّ به غضب درآمدهام و مطلب ردّ اهل باطل است در عداوت و ظلمى كه مىنمايند . و اگر سخن بدى در حقّ عالمى ديگر گفته شود آن مقدار به غضب درنمىآيد كه از براى خود به غضب درآمده ، بلكه بسيار باشد كه خوشنود شود . و اگر ريا نمودن در خاطرش خطور كند مىگويد : حاشا كه من ريا نمايم ! و غرض من از اظهار علم و عمل آن است كه مردم پيرو من شوند تا به دين خدا رهبر شوند و از عقاب خدا خلاصى يابند . و اين شخص مغرور تأمّل نمىكند در اين كه چرا خوشنود نمىشود در پيروى نمودن مردم به عالمى ديگر مانند خوشنودى كه از پيروى خود مىدارد . و اگر غرض وى صلاح مردم است بايست كه « 7 » خوشنود شود
--> ( 1 ) . s + را . ( 2 ) . a s - و . ( 3 ) . s + را . ( 4 ) . a s - در . ( 5 ) . شود / s a مىشود . ( 6 ) . a - از . ( 7 ) . است بايست كه / a بايد .