الفيض الكاشاني

264

ترجمة الحقائق ( فارسى )

باشد كه تلف شود پس محتاج به ديگرى گردد . و هرگاه كه « 1 » اين به خاطرش رسيد خوفى در دل او پيدا مىشود و الم آن « 2 » خوف را رفع « 3 » نمىكند مگر امنيّتى كه از وجود [ m . b 61 ] مالى « 4 » ديگر حاصل شود تا آنكه اگر آن مال تلف شود اين مال كفايت او را بكند . و هميشه از راه شفقتى كه بر خود مىدارد و محبّتى كه بر « 5 » زندگانى دارد قرار مىدهد كه عمرش دراز خواهد بود و احتياجش زياد خواهد شد . و به قدر رسيدن آفتها به مال و تصوّر ترس از اين رهگذر طلب مىنمايد چيزى را كه دفع ترس را بكند و آن چيز بسيارىِ مال « 6 » است تا آنكه اگر به پاره‌اى از مال وى آفتى برسد « 7 » و تلف شود به پارهء ديگر مستغنى شود « 8 » . و اين ترسى است كه در نزد مقدار مخصوصى از مال نمىايستد و از براى اين است كه خواهش باطنى را اندازه‌اى نمىباشد تا آنكه مالك جميع آنچه در دنياست بشود . و از براى اين است كه در حديث وارد شده : دو حريصند كه سير نمىشوند : يكى حريص علم و ديگرى حريص مال . و همين علّت مُطرد و جارى است در خواهش اعتبار و جاه در دلهاى جمعى كه از وطن و بلد او دورند ، زيرا كه خالى از آن نيست كه به خاطر گذراند كه گاه باشد كه از وطن بيرون رفته به جانب ايشان روم ، يا ايشان از وطن خود بيرون آمده به وطن من آيند و محتاج شوم به استعانت از ايشان . و امّا سبب پنهانى - كه قوىتر است - آن است كه روح امرى است از امرهاى ربّانى و بِالطّبع محبّت به ربوبيّت مىدارد . و معناى ربوبيّت متفرّد « 9 » به كمال بودن است . و

--> ( 1 ) . a - كه . ( 2 ) . الم آن / a s اين . ( 3 ) . رفع / s a دفع . ( 4 ) . مالى / s مال . ( 5 ) . بر / s a به . ( 6 ) . مال / a مالى . ( 7 ) . برسد / a رسد . ( 8 ) . عبارات اين سطر در a جابجا آمده و پاره‌اى از آن هم از s افتاده است . ( 9 ) . متفرّد / s a منفرد .