الفيض الكاشاني
185
ترجمة الحقائق ( فارسى )
مردمان ناشى مىشود . و هرگاه بنده معرفت به هم رساند به مضرّت ريا و آنچه از او فوت مىشود از صلاح باطن و به آنچه از آن في الحال محروم مىشود از توفيق الهى و از آنچه در آخرت از آن محروم مىماند از تقرّب نزد خداى عزّ وجلّ و آنچه را متعرّض مىشود از عقاب و خشم خداى عزّ وجلّ و خوارى در قيامت و بسنجد [ m . b 43 ] آنچه را از براى او حاصل مىشود از جانب مردم و « 1 » خودآرايى كه بهر ايشان مىكند به آنچه از او فوت مىگردد از آخرت و آنچه از او محو مىشود از ثوابِ اعمال هرآينه البتّه ترك ريا خواهد نمود ، با آنكه بسيار مىباشد كه به سبب يك عمل كه خالص باشد كفّهء حسنات رجحان مىيابد . و هرگاه به سبب ريا آن عمل فاسد شود منتقل به كفّهء سيّئات شده آن كفّه رجحان مىيابد و صاحبش را به آتش جهنّم مىاندازد . و مَع هذا به سبب ملاحظهء خاطرهاى مردم آن مقدار پريشانى خاطر او را در دنيا رو مىدهد كه شرح نمىتوان نمود ، از براى آنكه رضاى مردم نهايتى نمىدارد كه به آن توان رسيد . و هرچه موجب خوشنودى گروهى شود باعث دلگيرى گروهى ديگر مىشود چو « 2 » خوشنودى جمعى در دلگير ساختن جمعى است . و هركه طلب خوشنودى مردم كند به اينكه خدا را ناخوشنود سازد هم خداى تعالى بر او غضب مىكند و هم مردم را بر او به غضب « 3 » درمىآورد . و نيز چه غرض است در مدح كردن مردم و حال آنكه خدا را به « 4 » مدح ايشان از خود رنجانيده باشد با آنكه مدح ايشان موجب زيادتى روزى و درازى عمر او نمىشود و در روز قيامت كه پريشان و محتاج باشد نفعى به او نخواهد رسيد . و علاج قطع طمع در « 5 » چيزهاى مردم آن است كه بداند كه خداى عزّ وجلّ دلهاى
--> ( 1 ) . a - و . ( 2 ) . چو / s a چه . ( 3 ) . s - مىكند و هم مردم را بر او به غضب . ( 4 ) . s - خدا را به . ( 5 ) . a - در .