الفيض الكاشاني

186

ترجمة الحقائق ( فارسى )

مردم را تسخير نموده در ندادن و دادن . و بداند « 1 » كه مردم در اين امر اختيارى ندارند . و بداند كه روزى دهنده‌اى نيست به غير « 2 » خداى تعالى . و هركه طمع به مردم مىدارد خالى از خوارى و خسّت نمىباشد و اگر به مطلب برسد خالى از منّت و خفّت « 3 » نمىباشد . و هرگاه كسى در خاطر خود آفت اين سببها و ضرر آنها را جاى دهد رغبت او سست شده ، دلِ او متوجّه خداى عزّ وجلّ مىشود . و « 4 » كافى است در علاج ريا آنكه اگر مردم بدانند آنچه در دل اوست از قصد ريا و اظهار اخلاص البته او را دشمن خواهند داشت و به زودى خداى تعالى باطن او را بر مردم ظاهر مىگرداند تا او را دشمن دارند . و اگر اخلاص بورزد از براى خدا البته خدا اخلاص او را بر « 5 » مردم ظاهر مى سازد و ايشان را دوست او مىگرداند و همگى را فرمانبردار او مىكند و زبان ايشان را به مدح و ثناى او مىگشايد با آنكه كمالى در مدح ايشان و نقصانى در مذمّت ايشان متصوّر نيست . و نيز سزاوار آن است كه خود را عادت دهد به « 6 » پنهان داشتن عبادات و درهاى ظهور آنها را بر مردم ببندد - چنانچه در امور قبيحه راه‌هاى ظاهر شدن آنها را مىبندد - تا آنكه قناعت كند به علم و اطّلاع خداى عزّ وجلّ بر عبادت « 7 » . و دل او رغبت بر علم غير خداى تعالى نكند . و اين كار اگرچه در ابتداى مجاهده دشوار مىباشد ليكن هرگاه مدّتى بر آن به تكلّف صبر كند گرانىِ آن ساقط مىشود و بر آن آسان مىگردد به سبب الطاف الهى كه پى در پى به او مىرسد و مددى كه بندگان خود را مىكند از حسن توفيق و تأييد . و هر نعمتى كه خداى عزّ وجلّ به « 8 » بندگان عطا مىكند تغيير او را

--> ( 1 ) . بداند / s بدانى . ( 2 ) . a s + از . ( 3 ) . خفّت / s ضنّت . ( 4 ) . a - و . ( 5 ) . بر / m به . ( 6 ) . به / a بر . ( 7 ) . s a + او . ( 8 ) . s - به .