الفيض الكاشاني

139

ترجمة الحقائق ( فارسى )

طعام نخورد تا وقتى كه اشتهاى آن به هم رسد و دست از خوردن بدارد و حال آنكه اشتهاى آن داشته باشد . فصل [ در تسلّط شهوت فرج ] و امّا تسلّط شهوت فرج بر آدمى از براى بقاى نسل و پايندگىِ وجود اوست . و از براى آن است كه ادراك لذّت آن را بكند تا لذّتهاى آخرت را به آن قياس « 1 » كند ؛ زيرا كه اگر لذّت جِماع « 2 » پاينده باشد عظيم‌ترين لذّتهاى جسد خواهد بود چنانچه الم آتش عظيم‌ترين المهاى جسد است ، پس ترسانيدن و امّيدوار گردانيدن « 3 » مردم را به سعادتها مىرساند ، و آن دو حاصل نمىشود مگر به الم محسوس و لذّتى كه ادراك كرده شود . پس فايدهء شهوت اين است ، امّا اگر ضبط آن نشود و مغلوب نگردد و به حدّ اعتدال برنگردد « 4 » آن مقدار آفت در آن هست [ m . b 33 ] كه دنيا و دين را هلاك مىسازد از براى آنكه در شهوت نيز افراط و تفريط مىباشد ؛ و افراطش آن است كه بر عقل غالب مىشود تا آنكه همّت آدمى صرف مىشود در تمتّع از زنان و كنيزان برداشتن و از سلوك راه آخرت محروم مىشود ، يا آنكه بر دين غالب مىشود « 5 » تا آنكه مىكشاند به سهل شمردن امرهاى زشت و قبيح . و در كسى كه وَهم او بر عقلش غالب « 6 » باشد گاه مىباشد كه اين شهوت منتهى مىشود به عشقى كه حيوانات چهارپا مىدارند ؛ آن « 7 » عشقى كه از غلبهء شهوت ناشى مىشود و وَهم عقل را فرمانبردار خدمت شهوت مىسازد و حال آنكه عقل از براى آن آفريده شده كه چيزها فرمانبردار

--> ( 1 ) . قياس / s a تمييز . ( 2 ) . اگر لذّت جماع / s a لذّت جماع اگر . ( 3 ) . گردانيدن / s a كردن . ( 4 ) . a - و به حدّ اعتدال برنگردد . ( 5 ) . a - يا آنكه بر دين غالب مىشود . ( 6 ) . بر عقلش غالب / a غالب بر عقلش . ( 7 ) . a s + چنان .