الفيض الكاشاني

140

ترجمة الحقائق ( فارسى )

او باشند نه آنكه او خادم شهوت باشد و هميشه از براى او « 1 » تدبيرها كند . و اين عشق مرض قلبى است كه از خيال آخرت فارغ باشد و قصدى ديگر نداشته « 2 » . و واجب است بر آدمى كه پرهيز كند از مقدّمات آن به اينكه به هرچه نظر كند و فكر در آن نمايد ديگر عود به آن نكند ، و اگرنه هنگامى كه مستحكم شد دفع آن در غايت دشوارى است . و تفريط شهوت فرج يا به پاك دامنى است كه از حدّ اعتدال خارج باشد ، يا به ضعيف بودن از بهره‌مند ساختن منكوحهء خود و اين نيز مذموم است . و محمود آن است كه شهوت معتدل باشد و در كم و زياد فرمانبردار عقل و شرع باشد . و هرگاه به حدّ افراط باشد « 3 » به گرسنگى و نكاح تندىِ آن « 4 » را بشكند . حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند : اى گروه جوانان ! بر شما باد به جِماع كردن . و هركه را ميسّر نشود بر او باد به روزه داشتن كه در روزه نيز كسر شهوت مىشود « 5 » . فصل [ در غالب بودن اين شهوت ] بدان كه اين شهوت « 6 » غالب‌ترين شهوتهاست بر آدمى و نافرمان بردارترين آنهاست مَر عقل را در هنگام برانگيخته شدن ، امّا چون مقتضاى اين شهوت قبيح و زشت است مردم از آن شرم مىكنند و از ارتكاب آن مىترسند . و امتناع اكثر مردم از آن يا از راه عجز است يا از راه ترس « 7 » و يا از راه حيا و يا از راه « 8 » محافظت بر حرمت . و در هيچ يك از اينها ثوابى متصوّر نيست زيرا كه در هريك از آنها اختيارِ حظّى است از حظهاى نفس بر حظّى ديگر و اين مقتضى ثواب نمىباشد .

--> ( 1 ) . او / s a آن . ( 2 ) . a s + باشد . ( 3 ) . m + و ! ( 4 ) . آن / s a او . ( 5 ) . صحيح البخاري 2 : 229 . عوالي اللئالي 1 : 257 ح 27 . ( 6 ) . يعنى شهوت فرج . ( 7 ) . s - يا از راه ترس . ( 8 ) . راه / a s براى .