الفيض الكاشاني
138
ترجمة الحقائق ( فارسى )
فضيلت گرسنگى مذكور شد مُشعر بر آن است كه افراط در آن مطلوب باشد ، و ليكن اين چنين نيست بلكه از اسرار حكمتِ شريعت آن است كه هرچه طبيعت رغبت تامّى به يك طرف آن دارد و در آن فسادى « 1 » باشد در شرع مبالغه و منع از آن بر وجهى شده كه جاهل چنان مىيابد كه مطلب شارع ضدّ مقتضاى طبع است « 2 » به قدر امكان ، امّا كسى كه عالم است مىداند كه مقصودْ حدّ وسط است از براى آنكه طبع هرگاه سيرى را طلب نمايد سزاوار آن است كه شرع نهايت گرسنگى را طلب كند تا آنكه طبع باعث و شرع مانع باشد و هريك با ديگرى مقاومت نمايد و اعتدال حاصل شود « 3 » . و چون حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله مبالغه در مدح شب به عبادت ايستادن و روزه داشتنِ روز نمودند و بعد از آن دانستند از حال بعضى مردم كه هميشه روزه مىدارند « 4 » و تمام شب به عبادت مىگذرانند منع نمودند از هميشه « 5 » روزه داشتن و تمام شب بيدار بودن . و هرگاه اين را دانستى پس بدان كه بهتر نسبت به طبع معتدل آن است كه به قدرى بخورد كه احساس به « 6 » ثقل معده نكند و احساس به الم گرسنگى نيز نكند ، بلكه شكم را فراموش كند و اصلًا خوردن اثرى در او نكند از براى آنكه مقصود از خوردن بقاى حيات است و قوّت عبادت ، و ثقل طعام مانع عبادت است و الم گرسنگى نيز دل را مشغول مىسازد و مانع عبادت مىشود ، پس مقصود آن است كه « 7 » به حدّ اعتدال باشد به حيثيّتى كه اثرى از آن باقى نماند تا آنكه تشبّه به ملائكه جسته باشد ؛ زيرا كه ايشان منزّهند از ثقل طعام و الم جوع . و اشاره به اين معنا شده در آيهء « كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا » « 8 » يعنى بخوريد و بياشاميد و اسراف مكنيد . و حدّ اعتدال در آنْ آن است كه
--> ( 1 ) . a + كه . ( 2 ) . طبع است / a طبيعت . ( 3 ) . شود / m مىشود . ( 4 ) . مىدارند / a مىگيرند . ( 5 ) . از هميشه / a s هميشه را . ( 6 ) . a - به . ( 7 ) . a s + خوردن . ( 8 ) . اعراف : 31 .