خواجه نصير الدين الطوسي
6
اخلاق ناصرى ( فارسى )
نميديد و به اين عزيمت نيز از طعن طاعن و وقيعت بدگو خلاصى زياده صورت نمىبست اما چون در امضاى اين عزم مبالغتى تمام ميفرمودند باستظهارى كه از اشارات آنحضرت بزرگوار يافت تجاسر نموده در اين معنى شروع پيوست و بتوفيق خداى تعالى باتمام رسيد و چون سبب تأليف اقتراح و اشاره او بود كتابرا اخلاق ناصرى نام نهاد و انتظار بكرم عميم و لطف جسيم بزرگانى كه اين مختصر به نظر ايشان بگذرد آنست كه چون بر خطائى و سهوى اطلاع يابند شرف اصلاح ارزانى فرمايند و تمهيد عذر را بانعام قبول تلقى كنند انشاء اللّه تعالى . فصل در ذكر مقدمه كه تقديم آن بر خوض در اين مطلوب واجب شود چون مطلوب در اين كتاب جزويست از اجزاى حكمت ، تقديم شرح معنى حكمت و تقسيم آن باقسام ، از لوازم باشد تا مفهوم از آنچه بحث مقصود بر آنست معلوم شود پس گوئيم كه حكمت در عرف اهل معرفت عبارتست از دانستن چيزها چنان كه باشد و قيام نمودن بكارها چنان كه بايد به قدر استطاعت تا نفس انسانى بكمالى كه متوجه آنست برسد و چون چنين بود حكمت منقسم مىشود به دو قسم : يكى علم ديگرى عمل علم تصور حقايق موجودات بود و تصديق به احكام و لواحق آن چنان كه فى نفس الامر باشد به قدر قوت انسانى . و عمل ممارست حركات و مزاولت صناعات از جهت اخراج آنچه در حيز قوه باشد به حد فعل به شرط آنكه مؤدى بود از نقصان بكمال بر حسب طاقت بشرى و هركه را اين دو معنى در او حاصل شود حكيمى كامل و انسانى فاضل بود و مرتبهء او بلندترين مراتب نوع انسانى باشد چنان كه فرموده