خواجه نصير الدين الطوسي
3
اخلاق ناصرى ( فارسى )
« لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ » با جواب « لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ » از حضرت مالك الملك در فضاء عالمهاى ملك و ملكوت افتد و موعد « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ » درآيد و وعدهء « كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ » بانجام رسيده باشد و حكمت « كنت كنزا مخفيا » به اتمام پيوسته « ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ » * . و صلوات نامحصور و تحيات نامعدود سزاوار وجود مقدس سرور راهنمايان دين و مهتر پيشوايان اهل يقين محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد كه خلاص خلايق از ظلمات حيرت و جهالت بنور ارشاد و هدايت او است و امان اهل ايمان از ورطات غفلت و ضلالت از اعتصام بحبل المتين عصمت او صلى اللّه عليه و آله و اصحابه و سلم تسليما كثيرا كثيرا . اما بعد محرر اين مقاله و مؤلف اين رساله احقر العباد محمّد بن محمّد بن حسن الطوسى المعروف بالنصير گويد كه تحرير اين كتاب كه موسوم است باخلاق ناصرى در وقتى اتفاق افتاد كه بسبب تقلب روزگار جلاى وطن برسبيل اضطرار اختيار كرده بود و دست تقدير او را بمقام قهستان پاى بند گردانيده و چون آنجا بسببى كه در صدر كتاب مسطور است در اين تأليف شروع پيوست و بموجب قضيهء « و دارهم مادمت فى دارهم و ارضهم ما كنت فى ارضهم » و نص كلما يوفى المرء به نفسه و عرضه كتب له به صدقه » به جهت استخلاص نفس و عرض از وضع ديباچه بر صنعتى موافق عادت آن جماعت در اثناء و اطراى سادات و كبراى ايشان پرداخت و اگرچه آن سياقت مخالف عقيدت و مباين طريقهء اهل شريعت و سنت است چاره نبود به اين علت كتاب را خطبه بروجه مذكور ساخته شد . و به حكم آنكه مضمون كتاب مشتمل بر فنى از فنون حكمت است و بموافقت و مخالفت مذهبى و نحلتى تعلق ندارد طلاب فوائد را با اختلاف عقايد بمطالعهء آن رغبت افتاد و نسخههاى بسيار از آن كتاب در ميان مردم