خواجه نصير الدين الطوسي
4
اخلاق ناصرى ( فارسى )
منتشر گشت . بعد از آن چون لطف كردگار جلت اسماؤه بواسطه عنايت پادشاه روزگار عمت معدلته اين بنده سپاسدار را از آن مقام نامحمود مخرجى كرامت كرد چنان يافت كه جمعى از اعيان افاضل و ارباب فضايل اين كتاب را بشرف مطالعهء خود مشرف گردانيده بودند و نظر رضاى ايشان رقم ارتضا بر آن كشيده ، خواست كه ديباچهء كتابرا كه بر سياقت غيرمرضى بود بدل گرداند تا از وصمت آنكه كسى بانكار و تغيير مبادرت نمايد پيش از وقوف بر حقيقت حال و ضرورتى كه باعث بوده بر آن مقال بىملاحظه معنى « لعل له عذرا و انت تلوم » خالى ماند پس بموجب اين انديشه اين ديباچه را بدل آن تصدير ايراد كرد تا اول الدن دردى نباشد اگر ارباب نسخ كه بر اين كلمات واقف شوند و مفتح كتابرا به اين طراز كنند بصواب نزديكتر بود و اللّه الموفق و المعين . در ذكر سببى كه باعث شد بر تأليف اين كتاب بوقت مقام قهستان در خدمت حاكم آن بقعه مجلس عالى ناصر الدين ابو الفتح عبد الرحيم ابى منصور تغمده اللّه برحمته در اثناى ذكرى كه ميرفت از كتاب الطهاره كه استاد فاضل و حكيم كامل ابو على احمد بن محمد بن يعقوب ابن مسكويه خازن رازى سقى اللّه ثراه و رضى اللّه عنه و ارضاه در تهذيب اخلاق ساخته است و سياقت آن بر ايراد بليغترين اشارتى و فصيح ترين عبارتى پرداخته چنان كه اين سه چهار بيت كه پيش از اين در قطعهء گفته آمده است به وصف اين كتاب ناطق است . بنفسى كتاب حاز كل فضيلة * و صار لتكميل البرية ضامنا مؤلفه قد ابرز الحق خالصا * بتأليفه من بعد ما كان كامنا