خواجه نصير الدين الطوسي

298

اخلاق ناصرى ( فارسى )

در ازاحت علت ايشان كوشد و خداوندان طبايع ردى را كه تعلم از روى شره كنند بتهذيب اخلاق فرمايد و بر معايب ايشان تنبيه دهد و بحسب استعداد تكميل نمايد و علمى كه سبب توسل ايشان بود باغراض فاسده از ايشان بازدارد و پليدان را بر چيزىكه بفهم ايشان نزديكتر بود و بر فايد مشتمل تر ، حث ( ترغيب ) كند و از تضييع عمر اجتناب فرمايد و سائلان را اگر ملح باشند از الحاح زجر كند و احاديث التماس ايشان در توقف دارد مگر كه صادق الحاجة باشد و ميان محتاج و طامع تميز كند و طامع را از طمع باز دارد و بمطلوب نرساند . تا باشد كه سبب اصلاح او شود و محتاجان را عطا دهد و با ايشان مواسات نمايد و در اسباب معاش مدد دهد . و مادام كه باخلال در امور نفس و عيال مؤدى نبود بر ايشان ايثار كند ، و ضعفا را دست گيرد و بر ايشان رحمت فرمايد ، و مظلومان را اعانت نمايد و در همهء ابواب خير نيت راستى و پاكى كند و بخير مطلق كه منبع خيرات و مفيض كرامات اوست تعالى و تقدس ، تشبه نمايد فصل هشتم در وصايائى كه منسوب است بافلاطون ؛ نافع در همه ابواب ، و ختم كتاب چون از شرح مسائل حكمت عملى بروجهيكه در صدر كتاب ذكر آن تقديم يافته بود فارغ شديم و در استيفاى ابواب آن و نقل سخن از اصحاب اين صناعت قدرى جهد مبذول كرديم . خواستيم كه ختم كتاب بر فصلى باشد از سخن افلاطون كه عموم خلق را نافع بود . و آن وصيتى است كه شاگرد