خواجه نصير الدين الطوسي

271

اخلاق ناصرى ( فارسى )

و اما اگر در حرب دافع باشد و قوت مقاومت دارد جهد بايد كرد كه بنوعى از انواع كمين يا شبيخون بسر دشمنان رود ، چه اكثر اهل شهرهائى كه محاربه با ايشان اتفاق افتاده باشد مغلوب باشند و اگر قوت مقاومت ندارد در تدبير حصون و خندقها احتياط تمام بجا آرد و در طلب صلح بذل اموال و اصناف حيل و مكايد استعمال كند ، اينست سخن در سياست ملوك فصل پنجم در سياست خدم و آداب اتباع ملوك اما معاشرت با ملوك و رؤساء عموم مردم و آن چنان بايد كه در نصيحت و نيكو خواهى ايشان بدل و زبان تقصير نكنند و در افشاى محامد و ستر معايب ايشان غايب جهد مبذول دارند . و در اداى حقوقى كه بر ايشان متوجه باشد مانند خراج و غير آن انشراح صدور و خوشدلى استعمال كنند و البته كراهت و انقباض به خود راه ندهند و در امتثال اوامر و نواهى به قدر طاقت ايستادگى نمايند و در نگهداشتن احتشام و هيبت ايشان مبالغه بجا آرند و در اوقات نوايب و مكاره جان و مال و خانمان در پيش ايشان از روى محافظت دين و ملت و اهل و ولد و شهر بذل كنند ، و كسانى كه به خدمت ملوك موسوم نباشند بايد كه بر طلب قربت ايشان اقدام ننمايند ، چه صحبت سلطان را بدخول در آتش و گستاخى باسباع تشبيه كرده‌اند و كسى كه بجوار و معرفت ايشان ممتحن بود لذت عيش و تمتع از عمر بر او منقص گردد و اما كسى كه به خدمت ايشان مشغول باشد ، سبيل او آن بود كه ملازمت كارى نمايد كه بصدد آن كار بود و مواظبت كند بر وظيفهء كه متكفل آن شده باشد