خواجه نصير الدين الطوسي

202

اخلاق ناصرى ( فارسى )

و از ارباب صور متفاوت و خلقت‌هاى مختلف تحاشى واجب دانند كه در اغلب احوال خلق تابع خلق افتد . و در امثال فرس آمده كه نيكوترين چيزى از زشت ، صورت او بود و در خبر آمده است كه « اطلبوا الخير عند حسان الوجوه » . و از معلولان چون اعور و اعرج و ابرص و مانند ايشان ، تجنب بايد نمود و بر صاحب كياست و دها اعتماد كردن از احتياط دور باشد ، چه بسيار بود كه كرپزى و مكر و احتيال با اين دو خصلت مقارن افتد . و حياء و عقل اندك بر شهامت بسيار كه با وقاحت بود اختيار بايد كرد . چه حياء بهترين خصلتها است در اين باب . و چون خادم ميسر شود او را بصناعتى كه بصلاحيت آن موسوم باشد مشغول گردانند و امور او را مكفى نمايند ، و از كارى بكارى و صناعتى بصناعتى تحويل نفرمايند ، بل بر آنچه طبع او بدان مايل بود و آلات آن او را حاصل ، قناعت كنند ، چه هر طبيعتى را با صناعتى خاص خاصيتى بود و اگر از اين قانون مجاوزت كنند مانند آنكس باشد كه باسب حرث ( زراعت ) نمايد و گاو را دويدن فرمايد . و چون بر كارى انكار خواهد كرد نشايد كه انكار او عين صرف باشد از آن كار ، چه اين فعل تنگدلان و بيصبران باشد و هرگاه كه صرف كند ببدلى بهتر محتاج گردد و حكم بدل همين حكم بود تا از منفعت خدمت محروم ماند . و در دل خدم بايد كه مقرر كرده باشند كه ايشان را بمفارقت او طريقى و سببى نخواهد بود بهيچوجه و سبب ، تا هم بمروت نزديك باشد و هم بوفاء و كرم لايق . و هم خادم شرط شفقت و هوادارى و متابعت و احتياط بجا آرد ، چه اين افعال آنگاه از او صادر شود كه خود را در نعمت و مال