خواجه نصير الدين الطوسي

203

اخلاق ناصرى ( فارسى )

مخدوم شريك و مساهم شناسد و از عزل و صرف ايمن بود . و چون تصور كند كه صاحب او ضعيف رأى و واهى همت است و بهر گناهى او را دور خواهد كرد خويشتن را در خدمت او عاريتى شمرد و مقام او مانند مقام راهگذريان بود ، نه در هيچ‌كار انديشه كند و نه شرط شفقت نگاه دارد . بلكه همت بر جمع اذخار از جهت روز مفارقت و جفاى سيد مقصور دارد . و اصل بزرك در خدمت خدم آن بود كه باعث ايشان بر آن محبت بود نه ضرورت و رجاء بود نه خوف ، تا خدمت نيك ناصحان كنند نه خدمت بد بندگان . و بايد كه اخلال نكند در امور معاش خدم از مآكل و ملابس و غير آن بهيچوجه ، بلكه آن را بر مالابد خود مقدم دارد و ازاحت علت ايشان در جملگى ما يحتاج بتقديم رساند ، و ايشان را اوقات راحت و آسايش تعيين كنند و چنان سازد كه اقدام بر اعمالى كه بديشان مفوض بود از روى نشاط و وجد كنند نه از روى ملالت و كسل . و اصلاح خدم را مراتب نگاه بايد داشت و انواع تأديب و تقويم بحسب اصناف جنايات و جرايم استعمال فرمود و طريق عفو را به كلى مسدود نبايد گردانيد . و كسى كه بعد از توبه مراجعت بگناه كند او را چاشنى عقوبت بايد چشانيد و تشديدى بتقديم رسانيد و از رشد او نوميدى ننمود مادام كه قيد حياء برنگرفته باشد و باصرار و وقاحت معترف نشده . و چون بجنايتى فاحش و گناهى زشت كه ابقاء بر آن مذموم بود ملوث گردد و بتأديب و تهذيب قابل اصلاح نخواهد بود . صواب آن بود كه به زودى او را نفى كنند و الا بمجاورت او ديگر خدم تباه شوند و فساد از او به ديگران تعدى كند .