خواجه نصير الدين الطوسي

201

اخلاق ناصرى ( فارسى )

فصل پنجم در سياست خدم و عبيد ببايد دانست كه خدم و عبيد در منزل بمنزلهء دست و پا و جوارح ديگر باشند از بدن . چه كسى كه به جهت غيرى تكفل امرى كند كه باعانت دست در آن حاجت افتد قائم مقام دست آن غير بوده باشد . و كسى كه سعى كند در كارى كه قدم را در آن كار رنجه بايد كرد مشقت قدم كفايت كرده باشد . و كسى كه به چشم نگاهدارد چيزى را كه نظر در آن صرف بايد كرد زحمتى از بصر بازداشته باشد . و اگر نه وجود اينطايفه بود ، ابواب راحت مسدود گردد و بتوسط قيام و قعود متواتر و حركات و سكنات مختلف و اقبال و ادبار متوالى كه مقتضى تعب ابدان و سقوط هيبت و ذهاب وقار باشد بمهمات قيام توان نمود پس بايد كه بر وجود اين جماعت شكرگذارى به شرط بجا آرند و ايشانرا ودايع خداى تعالى شمرند و انواع رفق و مدارات و لطف و مواسات در استعمال ايشان به كار دارند . چه اين صنف مردم را نيز ملال و كلال و فتور و ماندگى باعضاء و جوارح راه يابد و دواعى حاجات و ارادات در طبايع ايشان مركوز بود ، پس دقيقه انصاف و عدالت رعايت بايد كرد و از تعسف و جور اجتناب نمود تا سياست خداى تعالى بتقديم رسانده باشد و شكر نعمت او گذارده و طريق اتخاذ خدم آن بود كه بعد از معرفت و تجربهء تمام و وقوف بر احوال كسى او را استخدام كنند اگر ميسر نشود بفراست و حدس و توهم استعانت نمايند