خواجه نصير الدين الطوسي

172

اخلاق ناصرى ( فارسى )

ضبط ثغور و دفع اعداء و اين صناعت فروسيت بود . و اما صناعات خسيسه هم سه نوع بود . اول - آنچه منافى مصلحت عموم مردم بود . مانند احتكار و سحر و اين صناعت مفسدان بود . دوم - آنچه منافى فضيلتى از فضايل باشد . مانند مسخرگى و مطربى و مقامرى و اين صناعت سفهاء بود . سوم - آنچه مقتضى نفرت طبع بود . مانند حجامى و دباغى و كنّاسى و اين صناعت فرومايگان بود . و به حكم آنكه احكام طبع را نزديك عقل قبولى نبود صنف اخير از اين اصناف در عقل قبيح نباشد و بايد كه از جهت ضرورت جمعى بدان قيام نمايند و دو صنف اول قبيح بود و از آن منع كنند . و صناعات متوسط ، ديگر انواع مكاسب و اصناف حرفتها بود و بعضى از آن ضرورى بود مانند زراعت و بعضى غيرضرورى مانند صباغت و همچنين بعضى بسيط بود مانند درودگرى ، و آهنگرى ، و بعضى مركب بود مانند ترازوگرى و كاردگرى . و هركه بصناعتى موسوم شود بايد كه در آن صناعت تقدم و كمال طلب كند و بمرتبهء نازل قناعت ننمايد و بدنائت همت راضى نشود . و ببايد دانست كه مردم را هيچ زينت نيكوتر از روزى فراخ نبود و بهترين اسباب روزى ، صناعتى بود كه بعد از اشتمالت بر عدالت بعفت و مروت نزديك باشند و از شره و طمع و ارتكاب فواحش و تعطيل افكندن در مهمات دور . و هرمال كه بمبالغه و مكابره و استكراه غير و تبعه و عار و نام بد و بذل آبروى و بيمروتى و تدنيس عرض و مشغول گردانيدن مردمان از مهمات بدست آيد ، احتراز از آن واجب بود و اگرچه مالى خطير بود و آنچه بدين